p.257
«
یا ایها الذین امنوا لا تسئلوا عن اشیاء ان تبد لكم تسؤكم
» ـ میگوید گرد مقامات بزرگان مگردید، و تعرّض احوال ایشان مكنید، و منازل ایشان مپرسید، كه آنگه رتبت خویش از آن قاصر بینید، و نومید گردید، و نومیدی تخم حسرتست، و مایهٴ عطلت.
یكی بازاری پیش
جنید
درآمد، گفت : ای
پیر طریقت
اگر بندگی اینست كه شما بدست دارید، پس ما چه داریم، و چه امید دربندیم، كه جای نومیدی است.
پیر گفت : لشكر امیران همه خاصگیان و ندیمان نباشند، سگبانان و ستوربانان نیز باشند، و در مملكت همه بكار آیند، و بجای خویش باندازهٴ خویش همه زندگی كنند :
.
|
گر چه خوبی تو سوی زشت بخواری منگر
|
|
|
كاندرین ملك چو طاوس بكار است مگس.
|
عزیز شناس حال
آن درویش
كه
در مناجات گفته : الهی! ارض بی محباً، فان لم ترض بی محبّاً فارض بی عبداً، فان لم ترض بی عبداً فارض بی كلباً
.
|
گرمی ندهی بصدر حشمت بارم
|
|
باری چو سگان برون درمیدارم!
|
«
یا ایها الذین آمنوا علیكم انفسكم
» الایة ـ زبان تفسیر آنست كه شرح دادیم، و زبان اشارت بر ذوق
اهل ارادت
آنست كه ای مؤمنان! زینهار نفس خویش مقهور دارید، پیش از آنكه شما را مقهور كند، آنرا بطاعت مشغول كنید، پیش از آنكه شما را بمعصیت مشغول كند.
بو عثمان
را ازین آیت پرسیدند، جواب داد كه : علیك نفسك ان اشتغلت باصلاح فسادها و سترعوراتها شغلك ذلك عن النظر الی الخلق و الاشتغال بهم.
حسین منصور حلاج
مرید خویش را وصیت كرد، گفت : علیك نفسك ان لم تشغلها شغلتك.
و قال
محمد بن علی
: « علیك بنفسك ان كفیت النّاس شرّها فقد ادّیت اكثر حقها ».
طبع نفس آنست كه پیوسته با دنیا آرام گیرد و بمعصیت شتابد، و معصیت را خرد شمرد، و بطاعت كاهلی كند، و عجب آرد، و ریاء خلق جوید، و در وی