Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
5 المائدة هفتم 3

p.270

قوله تعالی : « یوم یجمع الله الرسل » الایة ـ صفت روز رستاخیز است، و نشان فزع اكبر، آنروز كه صبح قیامت بدمد، و سراپردهٴ عزت بصحراء قهاری بیرون آرند، و بساط عظمت و جلال بگسترانند. این هفت آسمان علوی كه بر هواء لطیف بی عمادی بر یكدیگر بداشته، و بقدرت نگه داشته، تركیب آن فرو گشایند، همه بر هم زنند، و بر هم شكنند، كه میگوید جل جلاله : « اذا السماء انشقت ». و این هفت فرش مطبق را توقیع « تبدل الارض غیر الارض » بر كشند، و ذره ذره از یكدیگر برفشانند، و بباد بی نیازی بردهند، كه میگوید : « ودكت الارض دكا دكا ». و این خورشید روان كه چراغ جهانست، و دلیل زمان و مكان است، بسان مهجوران حضرت رویش سیاه كنند، در پیچند و بكتم عدم باز برند، كه میگوید : « اذا الشمس كورت »، و این نجوم ثواقب را و كواكب زهرا را همی بیك بار بر صورت برگ درخت بوقت خریف فرو بارانند، و در خاك مذلت بغلطانند، كه میگوید : « واذا النجوم انكدرت ».

فرمان آید كه ای دوزخ آشفته! برگستوان سیاست برافكن، بعرصات حاضر شو، كه دیر است تا این وعده داده‌ایم كه : « وبرزت الجحیم لمن یری ». ای فرادیس اعلی! طیلسان نعمت برافكن، و در موقف كمر انقیاد بر میان بند، كه دوستان منتظرند، از راه دور دراز آمده‌اند، میخواهیم كه راه بایشان كوتاه كنیم (١) : « ازلفت الجنة للمتقین غیر بعید ». ای جبرئیل تو حاجب باش. ای میكائیل تو چاوش حضرت باش. ای زبانیهٴ سرای عقوبت سلاسل و اغلال بر سر دوش نهید. ای غلمان و ولدان همه تاج خلد بر سر نهید. ای كروبیان و مقربان درگاه در حجب هیبت كمر سیاست بر میان بندید، وصفها بر كشید. نخست مادر و پدر سید را (٢) بقعر دوزخ اندازید. پسر نوح


p.271

را غل شقاوت بر گردن نهید، و بدوزخ برید. پدر ابراهیم خلیل را بنعت دنبال بریده‌ای بدرك اندازید. بلعم باعورا را بیارید، و آن نماز و عبادت وی به باد بردهید، و غاشیهٴ سگی در سر صورت او كشید، و باسفل السافلین اندازید، و سگ اصحاب الكهف بیارید، و بردابرد از پیش او بزنید، و قلادهٴ منت بر گردن وی نهید، و بزنجیر لطف ببندید، و در كوكبهٴ نواختگان او را بدرجات رسانید. این چنین است اگر خواهیم بداریم، ور خواهیم برداریم : « یفعل الله مایشاء و یحكم مایرید ».

صد هزار و بیست و چهار هزار نقطهٴ نبوت و عصمت و سیادت آن ساعت بزانو درآیند، و علمهای خود از آن فزع و هیبت فراموش كنند، و گویند : « لاعلم لنا ». هزاران هزار مقربان درگاه و قدسیان ملأ اعلی همه زبان تضرع و تذلل گشاده كه : « ما عبدناك حق عبادتك ». آن ساعت تیغ سیاست از غلاف قهر بیرون كشند، همه نسبها بریده گردانند مگر نسب رسول (ص) . همه خویش و پیوند از هم جدا كنند، همه رخسارهای ارغوانی زعفرانی گردد. بسا مادر كه بی فرزند شود، بسا فرزند كه بی مادر ماند : « یفرالمرء من اخیه وامه وابیه وصاحبته وبنیه ».

آدم صفی آن ساعت فرا پیش آید :، گوید : بار خدایا! آدم را بگذار، و با فرزندان تو دانی كه چه كنی. نوح گوید : خداوندا! درین فزع و سیاست طاقتم برسید. هیچ روی آن دارد كه بر ضعیفی ما رحمت كنی، كه ما بخود درمانده‌ایم، پروای دیگران نیست، و موسی و عیسی بفریاد آمده كه : بار خدایا! بر بیچارگی ما رحمت كن، آیا كه در آن ساعت حال عاصیان و مفلسان چون بود، و كار ایشان چون آید. همی در آن وقت و آن هنگام مهتر عالم و سید ولد آدم در میان جمع گوید : خداوندا! پادشاها! مشتی عاصیان‏اند این امت من، گروهی ضعیفان‏اند، لختی بیچارگان و مفلسان‏اند. خداوندا! اگر در عملشان تقصیر است، شهادتشان بجای است.


p.272

اگر در خدمتشان فترت است عقیدهٴ سنتشان بر جاست. اگر كار ایشان تباه است فضل تو آشكار است. خداوندا! بفضل خود جرم ایشان بپوش، بلطف خود كار ایشان بساز. برحمت خود ایشانرا بنواز، كه خود گفته‌ای : « لا تقنطوا من رحمة الله ».

« اذ قال الحواریون یا عیسی بن مریم هل یستطیع ربك ان ینزل علینا مائدة » الایة ـ سؤال هر كس بر حسب حال او، و مراد هر كس بر اندازهٴ همت او! شتان بین امة و امة. چند كه فرق است میان یاران عیسی و یاران مصطفی ! یاران عیسی چون گرسنه شدند بر عیسی اقتراح كردند، دل عیسی بخود مشغول داشتند، و از حظ خود با مراعات وی نپرداختند. همه آواز برآوردند كه : « هل یستطیع ربك ان ینزل علینا مائدة من السماء ». باز امت محمد یاران مصطفی(ص) چنان بودند با وی كه ابو بكر صدیق چون تشنگی و گرسنگی بر وی زور كرد، و درغار مار ویرا درگزید، بر خود همی پیچید، و صبر همی كرد، و با خود همی گفت. آیا اگر رسول خدا حال من بداند و رنج بشناسد كه پس دلش بمن مشغول شود، و از بهر من اندوهگن گردد، و من رنج خود خواهم، و اندوه دل وی نخواهم. بر گرسنگی و تشنگی صبر كنم و شغل دل وی نخواهم، و نیفزایم. لاجرم فردا در انجمن رستاخیز و عرصهٴ كبری ندا آید كه ابو بكر صدیق را دست گیرید، و در سراپردهٴ زنبوری و قدس الهی برید، تا لطف جمال ما دیدهٴ اشتیاق او را این توتیا كشد كه : « یتجلی الرحمن للناس عاما ول ابی بكر خاصا ». این دولت و رتبت او را بدان دادیم كه در دنیا یك قدم بر طریق هجرت با مصطفی در موافقت غار بر گرفته.

عیسی از امت خویش یاری خواست، ایشان از وی مائده خواستند. باز مصطفی(ص) از امت خود یاری خواست كه : « كونوا انصار الله ». یاران همه تن و جان


p.273

و مال فدا كردند. رب العزة آن از ایشان قبول كرد و بپسندید، و باز گفت : « والذین تبوء الدار والایمان من قبلهم » الایة، و قال تعالی : « یجاهدون فی سبیل الله ولا یخافون لومة لائم ».

قال عیسی بن مریم : « اللهم ربنا انزل علینا مائدة من السماء » الایة ـ چون عیسی دعا كرد، و مائده خواست رب العالمین دعاء وی اجابت كرد، و مراد وی در امت وی بداد، گفت : « انی منزلها علیكم » یا عیسی! دریغ نیست كه مائده میخواهند، و نعمت كه می طلبند، و نعمت خود همه برای خورندگان دادم، اما ما را دوستانیاند از امت محمد كه از ما جز ما را نخواهند، و جز بیاد ما نیاسایند، ور حدیث كنند جز حدیث ما نكنند، ور شراب خورند جز بیاد ما نخورند، از مهر ما با خود نپردازند، و از عشق ما با دیگری ننگرند .

آنرا كه وصال یار دلبر باید
از خویشتنش فراق یكسر باید.

چون عشق مجنون روی در خرابی نهاد، پدر وی گفت : یا مجنون ! ترا خصمان بسیار برخاسته‌اند، روزی چند غائب شو، تا مگر مردم ترا فراموش كنند، و این سوداء لیلی از تو لختی كمتر شود. وی برفت، روز سوم می آمد، گفت : ای پدر! معذورم دار، كه عشق لیلی آرام ما برده، و همه راهها بما فرو گرفته است. راه براه صلاح خود نمی برم، هر چند كه همی روم جز بسر كوی لیلی آرام نمی یابم .

بس كه اندر عشق تو من گرد سر بر گشته‌ام

بی تو ای چشم و چراغم چون چراغی کشته‌ام
بس كه دیرادیر و زودازود و بی گاه و بگاه

بر سر كویت سلامی كرده و بگذشته‌ام

قوله : « تکون لنا عیدا لاولنا و اخرنا » ــ سمی العید عیدا لان الله تعال.


p.274

یعود بالرحمة الی العبد، و العبد یعود بالطاعة الی الرب. یقول الله عز و جل : « وان عدتم عدنا ». و قیل معناه : انه اعید الامر الی ابتدائه، ای کماکان ابتداء المؤمن علی الطهارة حین ولد من امه، ففی هذا الیوم اعید الی تلك الحالة من الطهارة، و لم یبق علیه مهصیة. روی عن الحسن انه قال : « اخبرت ان المؤمنین اذا خرجوا یوم العید الی مصلاهم و یضعون جباههم علی الرمضاء نظر الله تعالی الیهم بالرحمة، و یقول : استأنفوا العمل فانه قد اعید الی الابتداء ».


p.270
۱ـ نسخهٴ ج : نزديك گردانيم. ۲ـ نسخهٴ ج : خويشان سيد را.
p.272

قرآن مجید، مائده 112: إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَن يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِّنَ السَّمَاءِ ۖ قَالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ .
p.273

قرآن مجید، حشر 9: وَالَّذِينَ تَبَوَّءُوا الدَّارَ وَالْإِيمَانَ مِن قَبْلِهِمْ ؛ مائده 54: يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ؛ مائده 114: قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَائِدَةً مِّنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِّنكَ .