Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
6 الانعام هفتم 3

p.321

قوله تعالی : « قل اغیر الله اتخذ ولیاً » ـ ابعدما اكرمنی بجمیل ولایته اتولی غیره؟. و بعد ماوقع علیّ ضیاء عنایته انظرفی الدارین الی سواه؟. پس از آنكه آفتاب عنایت و رعایت از درگاه جلال و عزت بر ما تافت، و بی ما كار ما در دو جهان بساخت، و بمهر سرمدی دل ما بیفروخت، و بزیور انس بیاراست، و این بشریف داد كه در صدر قبول گهی مهد ناز ما میكشند كه « لعمرك »، گهی قبضهٴ صفت بحكم عنایت بیان صیقل آئینهٴ (١) دل ما می كند كه : « الم نشرح لك صدرك »، گهی مستوفی دیوان ازل و ابد حوالت قبول و ردّ خلق با درگاه ما میكند كه : « ما اتیكم الرسول فخذوه وما نهیكم عنه فانتهوا ». با این همه دولت و مرتبت و عنایت و رعایت چون سزد كه دلم تقاضای دیگری كند! یا بدنیا و عقبی نظری كند. لاجرم دنیا را گفت : « مالی و للدنیا »! عقبی را گفت : « ما زاغ البصر و


p.322

ما طغی »، نه دنیا و نه عقبی بلكه دیدار مولی.

« فاطر السموات والارض » ـ خدائی كه آفریدگار زمین و آسمان است، كردگار جهان و جهانیان است، دانای آشكارا و نهان است، نه روزی خوار است، كه روزی گمار بندگان است، « وهو یطعم ولا ‏یطعم » له نعت الكرم، فلذلك یطعم، و له حق القدم فلذلك لا‏یطعم.

« وان یمسسك الله بضّر فلاكاشف له الا هو »ـ چنانكه در آفرینش ضر یگانه و یكتا است، در دفع ضّر هم یكتا است و بیهمتا. اگر عالمیان بهم آیند، و جن و انس دست درهم دهند، تا دردی كه نیست پدید كنند نتوانند، یا دردی كه هست بردارند بی خواست الله راه بدان نبرند. درد و دارو را منهل یكی دان، نعمت و محنت را منبع یكی شناس، كفر و ایمان را مطلع یكی بین، در دایرهٴ جمع یك رنگ، در منازل تفرقت رنگارنگ، اینست كه آن جوانمرد اندر نظم گفت :

بر دو رخ هم كفر و هم ایمان تر است.

در دو لب هم درد و هم درمان تر است.

« وهو القاهر فوق عباده » ـ شكنندهٴ كامهای بندگان است، و بذات و صفات زبر همهٴ رهیگان است. درویشانرا دولت دل و زندگانی جانست. نادر یافته یافته، و نادیده عیان است. یك نفس با حق بدو گیتی ارزان است. یك دیدار ازو بصد هزار جان رایگان است. یك طرفة العین انس با او خوشتر از جانست، او كه كشتهٴ این كار است، در میان آتش نازانست، و او كه ازین كار بی خبر است، در حبس بشریت در زندان است. الهی! دیدار تو نزدیك است، لكن كار تا بدان نزدیكی بس باریك است. الهی! هر كس بر چیزی، و من ندانم كه بر چه‌ام! بیمم همه آنست كه كی پدید آید كه من كه‌ام! الهی! چون او كه بر یاد است بتو شاد است، او كه بتو شاد است چرا بفریاد است!


p.323

آنرا كه چو تو نگار باشد در بر
گر بانگ قیامت آید او را چه خبر!

« قل ای شیء اكبر شهادة قل الله » ـ لا‏شهادة اصدق من شهادة الحق لنفسه بما شهد به فی الاول، و ذلك فی قوله : « شهد الله » فهو شهادة الحق للحق بأنه الحق. روز اول در عهد ازل بگفت راست و كلام پاك ازلی خبر داد از وجود احدی و كون صمدی و جلال ابدی و جمال سرمدی و ذات دیمومی و صفات قیومی. بو عبد الله قرشی گفت : این تعلیم بندگان است و ارشاد طالبان. بلطف خود بندگان را می درآموزد كه بوحدانیت و فردانیت ما همین گواهی دهید بقدر خویش، چنانكه ما گواهی دادیم بسزای خویش، و از راه معارضه برخیزید، تا چون ابلیس مهجور در وهده نیفتید، و قال بعضهم : شهد الله بوحدانیته و أحدیته و صمدیته، و شهد غیره من الملائكة و اولی العلم بتصدیق ماشهد هو لنفسه. خود گواهی داد بخداوندی و بزرگواری و یكتائی خویش كه جز وی كسی سزای آن شهادت نیست، و خلق را رسیدن بكنه جلال و عظمت وی نیست، و شهادت خلق جز تصدیق آن شهادت حق چیزی دیگر نیست.

جعفر بن محمد گفت : شهادت خلق را بنابر چهار ركن است : اول اتباع امر، دوم اجتناب نهی، سوم قناعت، چهارم رضا. و گفته‌اند : شهادت خلق سه قسم است : شهادت عام، و شهادت خاص، و شهادت خاص الخاص، شهادت عام خروج است از شركت. شهادت خاص دخول است در مشاهدت. شهادت خاص الخاص نسیم صحبت از جانب قربت ببهانهٴ وصلت. مخلص همه ازو بیند. عارف همه باو بیند. موحد همه او بیند. هر هست كه نام برند عاریتی است، هستی حقیقی اوست، دیگر تهمتی است : « قل الله ثم ذرهم » ای همه تو و بس، با تو هرگز كی پدید آید كس !


p.321
۱ـ نسخهٴ ج : آينه صيقل. قرآن مجید، حشر، 7: وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا .
p.322

قرآن مجید، انعام، 14: فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ .