Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
6 الانعام هفتم 3

p.335

قوله تعالی : « ومنهم من یستمع الیك » الایة ـ سمع فهم دیگر است و سمع خطاب دیگر. آن بیحرمتان و بیگانگان چون از سمع فهم و قبول محروم بودند، سمع خطاب ایشانرا سود نداشت. سمع فهم آنست كه در دل جای گیرد، و قبول در آن پیوندد، و یقین در آن بیفزاید. اگر سالها این طنطنهٴ حروف بسمع خطاب میرسد تا قلقلهٴ یافت بسمع جان نرسد، سودی ندارد. آن بو جهل رانده مقهور حكم ازل گشته رفتی و سر بر آستانهٴ مسجد رسول خدا (ص) نهادی، و قرآن از رسول (ص) بسمع ظاهر بشنیدی، اما دلش یك حرف بخود راه ندادی، كه قفل نومیدی بر آن زده بودند، و مهر شقاوت بر آن نهاده، و آن دیگر مطرود مهجور ولید مغیره چون قرآن شنید، گفت : « و الله ان لقوله لحلاوة، و ان علیه لطلاوة، و ان اصله لغدق، و ان اعلاه لثمر ». گفت :


p.336

این سخن كه محمد میخواند سخنی شیرین و پر‏آفرین است، بالاش چون درخت میوه‏دار، و زیر چون چشمهٴ آب حیات. بظاهر چنین میگفت، و باطنی داشت خراب كه حرفی از آن بدل خود راه می نداد، تا بدانی كه اعتبار بباطن است، و حقیقت این كار یافت است و قبول. اگر هزاران كس بعمارت ظاهر مشغول شوند، آن عمارت ایشان خرابی یك دل جبر نكند، و بكار نیاید، و اگر یك دل آبادان بود، پاسبان اقلیمی باشد، همه را در حمایت عز خویش گیرد.

« وهم ینهون عنه وینأون » ـ از روی اشارت خبر میدهد از قومی كه دیگرانرا پند دهند، و خود پند نپذیرند. از روی ظاهر خلق خدای بر طاعت میخوانند، و از روی باطن با حق مخالفت میكنند. همانست كه گفت جای دیگر : « لم تقولون ما لا‏تفعلون »؟ « اتامرون الناس بالبر وتنسون انفسكم »؟.

لاتنه عن خلق و تأتی مثله
عار علیك اذا فعلت عظیم!

مجاهد گفت : « وهم ینهون عنه وینأون عنه » ـ یعنی ینهون عن الذكر، و یتباعدون عنه. اشارت است بقومی كه براه تقوی نروند، و مردم را نیز از آن باز دارند. خود معصیت كنند، و سبب معصیت دیگران شوند. خود بیراه شوند، و دیگران را بیراه كنند. « ضلوا من قبل واضلوا كثیرا ». لاجرم فردا هم وزر خود هم وزر دیگران بر گردن ایشان نهند. اینست كه گفت تعالی و تقدس : « ولیحملن اثقالهم واثقالا مع اثقالهم ».

« بل بدا لهم ما كانوا یخفون من قبل » ـ اشارت است بروز رستاخیز كه روز كشف احوال است، و اظهار اسرار. یوم تبلی السرائر و تظهر الضمائر. بسا كه در دنیا در شمار زاهدان بودند، و رنگ دوستان و لباس آشنایان پوشیدند، و آنروز داغ شقاوت بر پیشانی خویش بینند، و در منزل بیگانگان‏شان فرود آرند، و بسا كسا كه تو او را خلیع العذار شناختی، رهین الاغلال دانستی، در دنیا بی سر و بی سامان، بی كس و بی نام،


p.337

و آن روز از خزائن غیب خلعتهای كرامت آرند بنام وی. قدیسان ملأ اعلی و ساكنان جنات مأوی دو چشمی (١) برند و فرو مانند در كار وی. این چنان است كه شاعر گوید :

بسا پیر مناجاتی كه بی مركب فرو ماند

بسا رند خراباتی كه زین بر شیر نر بندد!

« ولو رد والعادوا لمانهوا عنه » ـ لو رد اهل العقوبة الی دنیا هم، لعادوا الی جحدهم و انكارهم، و لو رد اهل الصفاء و الوفاء الی دنیاهم لعادوا الی حسن اعمالهم. « ولو تری اذ وقفوا علی ربهم » ـ یا حسرة علیهم من موقف الخجل! و محل مقاساة الوجل! و تذكر تقصیر العمل، فهم و اقفون علی اقدام الحسرة، یقرعون باب الندم، حین لا‏ینفعهم الندم، و حین یقول لهم الحق : « الیس هذا بالحق »!

وا خجلتا من و قوفی باب دار كم
یقول ساكنها من انت یا رجل!


_