p.336
این سخن كه
محمد
میخواند سخنی شیرین و پرآفرین است، بالاش چون درخت میوهدار، و زیر چون چشمهٴ آب حیات.
بظاهر چنین میگفت، و باطنی داشت خراب كه حرفی از آن بدل خود راه می نداد، تا بدانی كه اعتبار بباطن است، و حقیقت این كار یافت است و قبول.
اگر هزاران كس بعمارت ظاهر مشغول شوند، آن عمارت ایشان خرابی یك دل جبر نكند، و بكار نیاید، و اگر یك دل آبادان بود، پاسبان اقلیمی باشد، همه را در حمایت عز خویش گیرد.
«
وهم ینهون عنه وینأون
» ـ از روی اشارت خبر میدهد از قومی كه دیگرانرا پند دهند، و خود پند نپذیرند.
از روی ظاهر خلق خدای بر طاعت میخوانند، و از روی باطن با حق مخالفت میكنند.
همانست كه گفت جای دیگر : «
لم تقولون ما لاتفعلون
»؟ «
اتامرون الناس بالبر وتنسون انفسكم
»؟.
|
لاتنه عن خلق و تأتی مثله
|
|
عار علیك اذا فعلت عظیم!
|
مجاهد
گفت : «
وهم ینهون عنه وینأون عنه
» ـ یعنی ینهون عن الذكر، و یتباعدون عنه.
اشارت است بقومی كه براه تقوی نروند، و مردم را نیز از آن باز دارند.
خود معصیت كنند، و سبب معصیت دیگران شوند.
خود بیراه شوند، و دیگران را بیراه كنند.
«
ضلوا من قبل واضلوا كثیرا
».
لاجرم فردا هم وزر خود هم وزر دیگران بر گردن ایشان نهند.
اینست كه گفت تعالی و تقدس : «
ولیحملن اثقالهم واثقالا مع اثقالهم
».
«
بل بدا لهم ما كانوا یخفون من قبل
» ـ اشارت است بروز رستاخیز كه روز كشف احوال است، و اظهار اسرار.
یوم تبلی السرائر و تظهر الضمائر.
بسا كه در دنیا در شمار زاهدان بودند، و رنگ دوستان و لباس آشنایان پوشیدند، و آنروز داغ شقاوت بر پیشانی خویش بینند، و در منزل بیگانگانشان فرود آرند، و بسا كسا كه تو او را خلیع العذار شناختی، رهین الاغلال دانستی، در دنیا بی سر و بی سامان، بی كس و بی نام،