Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
6 الانعام هفتم 3

p.357

قوله تعالی : « قل ارأیتكم ان اتیكم عذاب الله » الایة ـ اذا مسكم الضر فممن ترومون كشفه. او نابكم امر فمن الذی تؤملون لطمه. مسكین فرزند آدم كه قدر این لطف نمیداند. و خطر این عزت نمی شناسد. درین آیت هم اظهار عزت و جلال است و بی نیازی خود از بندگان، هم تعبیهٴ لطف و افضال است و نثار رحمت بر ایشان. میگوید : اگر بخداوندی خود از روی عدل بطشی نمایم برین خلقان، آن كیست كه آن بطش از ایشان باز دارد، و ایشانرا فریاد رسد. و اگر از كمین‏گاه غیب ناگاه علم رستاخیز بیرون آریم، این بندگان كجا گریزند. و دست در كه زنند؟ و كرا خوانند. آنگه بكرم خود هم خود جواب داد كه :« یل ایاه تدعون » هم مرا خوانید، و مرا دانید، و كشف بلا از من خواهید، كه قادر بر كمال منم. مفضل بانوال منم. دوست و یار نیكوكار نیكوخواه منم.

در اخبار داود است كه : یا داود ! زمینیان را بگوی چرا نه با من دوستی گیرید، كه سزای دوستی منم. من آن خداوندم كه با جودم بخل نه، با علمم جهل نه، با صبرم عجز نه، در صفتم تغیر نه، در گفتم تبدیل نه. رهی را بخشاینده و فراخ رحمتم. هرگز از فضل و كرم بنگشتم. در ازل رحمت وی بر خود نبشتم، عود محبت سوختم. دل وی بنور معرفت افروختم. زبان حال بنده گوید بنغمت شكر :

مهر ذات تست الهی دوستانرا اعتقاد
یاد وصف تست یا رب غمگنانرا غمگسار
دست مایهٴ بندگانت گنج‏خانهٴ فضل تست
كیسهٴ امید از آن دوزد همی امید وار.

یا داود ! لو یعلم المدبرون عنی (١) كیف انتظاری لهم، و شوقی الی ترك


p.358

معاصیهم، لماتوا شوقا الی، و انقطعت او صالهم من محبتی. یا داود ! هذا ارادتی فی المدبرین عنی، فكیف ارادتی فی المقبلین علی! یا داود ! نعمت از ما است شكر از دیگری میكنند. دفع بلا از ما است از دیگری می بینند. پناهشان حضرت ما است، پناه با دیگران می برند. آری بروند و بگریزند و بآخر هم بازآیند .

ترا باشد هم از من روشنائی
بسی گردی و پس هم با من آئی.

یا داود ! من دوست آنم كو مرا دوست است. من رفیق آنم كو مرا رفیق است. هام نشین (١) آنم كه در خلوت ذكر با من نشیند. من مونس آنم كه بیاد من انس گیرد. یا داود ! هر كه مرا جوید مرا یابد، و او كه مرا یابد سزد كه نبازد.

پیر طریقت گفت : « ای حجت را یاد، و انس را یادگار، خود حاضری ما را جستن چه بكار! الهی! هر كس را امیدی و امید رهی دیدار. رهی را بی دیدار نه بمزد حاجت است نه با بهشت كار » .

مرا تا باشد این درد نهانی
ترا جویم كه درمانم تو دانی.

« قل ایاه تدعون » ـ جریری گفت : اندر رموز این آیت : مرجع العارفین فی اوائل البدایات الی الحق، و مرجع العوام الیه بعد الایاس من الخلق. عارفان در اول كار در بدایت احوال با حق گریزند، و دل در خلق نبندند، و اسباب نه بینند، و عامهٴ خلق در اسباب پیچند، و دل در خلق بندند، بعاقبت چون از خلق نومید شوند بحق باز گردند.

جنید گفت : من دعا الخلق فبایاه یدعوا، اذیقول الله تعالی : « بل ایاه تدعون » ضمیر حق جل جلاله فراپیش داشت، و دعوت خلق فاپس داشت، اشارت است كه با جابت حق بنده بدعا رسید، نه بدعاء خود باجابت حق رسید. این همچنان است كه گویند كه : عارف طلب از یافتن یافت، نه یافتن از طلب. و این مسئله را بسطی است، و شرح آن در سورة فاتحه رفت.


p.359

« ولقد ارسلنا الی امم من قبلك فأخذناهم بالبأساء والضراء » ـ ابن عطا گفت اخذنا علیهم الطرق كلها لیرجعوا الینا. راهها فرو بستیم برایشان یا یكبارگی از كل كون اعراض كردند، و با صحبت ما پرداختند، و مهر دل بر ما نهادند، و بر وفق این حكایت مجنون است : او را دیدند در طواف كعبه بیخود گشته، و بی آرام شده، و دریای عشق در سینهٴ او موج بر اوج زده، و دست برداشته كه : « اللهم زدنی حب لیلی ». بار خدایا! عشق لیلی در دلم بیفزای، و بلاء مهر وی یكی هزار كن. آن پدر وی امیر وقت بود، گفت : یا مجنون ! ترا خصمان بسیار برخاسته‌اند. روزی چند غائب شو، مگر ترا فراموش كنند و این سودا بر لیلی كمتر شود. مجنون برفت، روز سوم باز آمد، گفت : یا پدر! معذورم دار كه عشق لیلی همه راهها بما فرو گرفته، و جز بسر كوی لیلی هیچ راه نمی برم .

هر كسی محراب دارد هر سوئی
باز محراب سنائی كوی تو!

« قل ارأیتم ان اخذ الله سمعكم » ـ قال الترمذی : اخذ سمعكم عن فهم خطابه، و ابصاركم عن الاعتبار بصنائع قدرته. « وختم علی قلوبكم » سلبكم معرفته هل یقدر احد فتح باب من هذه الابواب سواه. كلا بل هوا لبدیء بالنعمة تفضلا و فی الانتهاء كرما.


p.357
۱ ـ نسخهٴ ج : اعنى. قرآن مجید، انعام 41: بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِن شَاءَ وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ ؛ و صفحه ۳۵۸ این جلد: « بل ایاه تدعون ».
p.358

۱ ـ نسخهٴ ج : من هم نشين.