p.358
معاصیهم، لماتوا شوقا الی، و انقطعت او صالهم من محبتی.
یا
داود
! هذا ارادتی فی المدبرین عنی، فكیف ارادتی فی المقبلین علی! یا
داود
! نعمت از ما است شكر از دیگری میكنند.
دفع بلا از ما است از دیگری می بینند.
پناهشان حضرت ما است، پناه با دیگران می برند.
آری بروند و بگریزند و بآخر هم بازآیند .
|
ترا باشد هم از من روشنائی
|
|
بسی گردی و پس هم با من آئی.
|
یا
داود
! من دوست آنم كو مرا دوست است.
من رفیق آنم كو مرا رفیق است.
هام نشین
(١)
آنم كه در خلوت ذكر با من نشیند.
من مونس آنم كه بیاد من انس گیرد.
یا
داود
! هر كه مرا جوید مرا یابد، و او كه مرا یابد سزد كه نبازد.
پیر طریقت
گفت : « ای حجت را یاد، و انس را یادگار، خود حاضری ما را جستن چه بكار! الهی! هر كس را امیدی و امید رهی دیدار.
رهی را بی دیدار نه بمزد حاجت است نه با بهشت كار »
.
|
مرا تا باشد این درد نهانی
|
|
ترا جویم كه درمانم تو دانی.
|
« قل
ایاه تدعون
» ـ
جریری
گفت : اندر رموز این آیت : مرجع العارفین فی اوائل البدایات الی الحق، و مرجع العوام الیه بعد الایاس من الخلق.
عارفان در اول كار در بدایت احوال با حق گریزند، و دل در خلق نبندند، و اسباب نه بینند، و عامهٴ خلق در اسباب پیچند، و دل در خلق بندند، بعاقبت چون از خلق نومید شوند بحق باز گردند.
جنید
گفت : من دعا الخلق فبایاه یدعوا، اذیقول الله تعالی : «
بل ایاه تدعون
» ضمیر حق جل جلاله فراپیش داشت، و دعوت خلق فاپس داشت، اشارت است كه با جابت حق بنده بدعا رسید، نه بدعاء خود باجابت حق رسید.
این همچنان است كه گویند كه : عارف طلب از یافتن یافت، نه یافتن از طلب.
و این مسئله را بسطی است، و شرح آن در سورة
فاتحه
رفت.