p.470
«
افغیر الله ابتغی حكما
» ـ جز از الله معبودی گیرم؟ كلا! جز از الله خدائی را دانم.
حاشا! معبود بی همتا اوست، كه یگانه و یكتا خود اوست.
در كردگاری و جباری بی نظیر اوست.
در كاررانی و كار خدائی بی شبیه اوست.
در بندهنوازی معروف اوست.
در مهربانی و مهرنمائی موصوف اوست.
پیر طریقت
گفت : « الهی! موجود عارفانی.
آرزوی دل مشتاقانی.
مذكور زبان مداحانی ».
چونت نخواهم كه نیوشندهٴ آواز داعیانی.
چونت نستایم كه شاد كنندهٴ دل بندگانی.
چونت ندانم كه زین جهانی.
چونت دوست ندارم كه عیش جانی.
«
وان تطع اكثر من فی الارض
» الایة ـ وفد خدای از روی عدداند كیاند، اما با وزن و با خطراند، و اهل باطل بسیاراند، لكن بی وزن و بی معنیاند.
یك جهان مجاز را یك ذره حقیقت بس.
یك عالم بیهوده و باطل را یك نفس خداوندان یافت بس.
|
یك تبانجهٴ شیر و زین مردار خواران یك جهان
|
|
|
یك صدای صور و زبن فرعون طبعان صد هزار!
|
یا
محمد
! اگر تو ایشانرا از روی عدد و كثرت بینی، ترا بفتنه افكنند، و اگر با ایشان بسازی، ترا از حق باز دارند. فرمان ما را گردن نه، و از ایشان روی گردان : «
فاصدع بما تؤمر واعرض عن المشركین
».
«
فكلوا مما ذكر اسم الله
» ـ این در حكم تفسیر بذبایح مخصوص است، و از روی اشارت منع است از خوردن بر غفلت، و بر شره.
هر چه بغفلت و شره خورند جز در طبع سبعی قوت نیفزاید، و جز هواجس نفس و وساوس شیطان از آن نروید.
اصل مسلمانی پاكی سینه است، و روشنائی دل، و راه این پاكی و روشنائی پاك داشتن بشره است.
چنان باید كه حواس ظاهر چون چشم و گوش و زبان پاك بود، و جملهٴ حركات