p.502
سماع هذه الایة مترددون بین صحو و محو، و بین اكرام و اصطلام، و بین تقریب و تذویب،
واسطی
گفت : الغنی بذاته، ذو الرحمة بصفاته، الغنی عن طاعة المطیعین، ذو الرحمة علی المذنبین.
«
ان ما توعدون لات
» ـ آمدنی آمده گیر، و رفتنی شده گیر، و این روز روشن تاریك شده گیر، و غرور دنیا روزی بسر آمده گیر.
جوانمردی
را دیدند كه بی علتی می لنگید، گفتند : چرا می لنگی.
گفت : فردا بخارستان خواهم رفت.
گفتند : تا فردا.
گفت : فردا آمده گیر، و این پرده دریده گیر، و رسوا شده گیر؟!
|
تا كی از دار الغروری سوختن دار السرور
|
|
|
تا كی از دار الفراری ساختن دار القرار!
|
ای
جوانمرد
! این حیات دنیا باد است، تا بنگری از دست رفته است.
این دنیا همچون خندهٴ دیوانگان است، و گریهٴ مستان.
دیوانه بی شادی خندد، و مست بی اندوه گرید.
دنیا مثال یخ است در آفتاب نهاده، و بنهیب میگذارد، یا شكر كه در دهن نهاده و می ریزد، آری! بس شیرین است بطعم، لكن گدازنده بجرم، تا در دهن نهادی گداخت.
دنیا نظارهگاهی خوش است، حلوة خضرة، لكن تا بنگری گذشت، و تا دل درو بستی رفت.
لو لا الموت لا دعی كل الناس الربوبیة.
اگر ذل مرگ نیستی، از اطراف عالم آواز «
انا ربكم الاعلی
» برآمدی.
این چندین صدرها بینی از خواجگان خالی شده، و پس از آنكه چون گل بر بار بشگفته بودند، از بار بریخته، و در گل خفته.
چون كه عبرت نگیری و در سرانجام كار خود اندیشه نكنی؟.
رب العالمین میگوید : «
فسوف تعلمون من تكون له عاقبة الدار
».
آری! بدانید كه این دنیا تا كجا رسد، و سرای پیروزی و جاویدی كرا رسد.
به بینید كه درویشان شكسته را بر مركب كرامت چون آرند!.
و خواجگان بی معنی را به تازیانه قهر چون رانند؟!