Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
6 الانعام هشتم 3

p.532

قوله تعالی : « قل تعالوا » الایة ـ جلیل و جبار، خدای بزرگوار، وفادار نیكوكار، خداوند دادگر، گشایندهٴ هر در، آغاز كنندهٴ هر سر، از لطیفی و مهربانی كه كه هست بر بندگان، و بنده‌نوازی و كارسازی و خداوندی خود را كه فرا مینماید بایشان، درین آیت رهیگان را (۱) بتوحید راه می نماید، و بر اخلاق پسندیده میخواند، و از فواحش و كبائر باز می زند، و آنچه زهر دین ایشان است فرا می نماید، و از آن پرهیز میفرماید، همچون طبیب مهربان كه بسر بیمار شود، و علت شناسد، و دارو داند، گوید : این خور كه ترا سازنده است، آن مخور كه ترا هلاك كننده است. هر چه سازگار بود بدان وصیت كند. هر چه زیان كار بود، از آن پرهیز فرماید. رب العزة بسعت رحمت خویش با بنده همین میكند. از شرك پرهیز می فرماید، كه شرك زهر دین است، آن زهری كه تریاق (۲) مغفرت آنرا سود ندارد : « ان الله لا ‌یغفر أن یشرك به ».

شرك دو قسم است : شرك جلی، و شرك خفی. شرك جلی عبادت اصنام است، و شرك خفی ملاحظهٴ خلق بچشم اعظام. آن یكی از بهشت و درجات محروم گرداند، و این یكی از روح مناجات.


p.533

پس آنكه محرمات و فواحش لختی برشمرد، و از آن حذر نمود، و باخلاق پسندیده بر طاعت الله فرمود، گفت : عقوق پدر و مادر بگذارید، و تو قیر ایشان بر دست گیرید، و فرزندان را از درویشی مكشید، و روزی گمار را در ضمان استوار دارید، و در نهان و آشكار گرد خیانت مگردید، و آب‌روی خویش بمبرید (۱) . و از خوردن مال یتیم پرهیز كنید، و بچشم تكریم و شفقت بدو نگرید، و در معاملات خلق بر انصاف روید، و از مظالم و تبعات دور باشید، و پیمانه و ترازو راست دارید، تا برستاخیر در مقام ترازو نجات یابید. اینست وصیت خداوند ببندگان. نیوشید و بكار دارید تا برهید.

اگر كسی گوید : احسان با پدر و مادر در قرآن ثانی توحید ساختن چه حكمت است. جواب آنست كه آدمی در وجود آمد اول باختراع و ایجاد حق، و آنچه ویرا در بایست بود از خلق و خلق و روزی و غیر آن ویرا بیافرید، و آنگه بثانی الحال بتربیت پدر و مادر. پس وجود كمال ویرا دو سبب است : سبب اول اختراع حق سبحانه و تعالی، وسبب دوم تربیت پدر و مادر. پس چون الله ویرا بیافرید، بر خود رحمت نبشت (۲) از بهر وی، و بر مقابل آن شكر و نعمت توحید بر وی واجب كرد. این برحمت خویش كرد. همچنین چون مادر و پدر سبب وجود وی بودند، از راه تربیت و رحمت كه الله در دل ایشان نهاد، شكر آن نعمت تربیت بر ایشان واجب كرد باحسان با ایشان. ازینجا مناسبتی ظاهر گشت میان رحم و رحمت، مناسبتی معنوی بعد از مناسبت لفظی، از اینجاست كه شكر والدین و احسان با ایشان در نظر شرع عظیم است و بزرگ و ثانی توحید، تا رب العزة جل جلاله كه میگوید : « ان اشكر لی ولوالدیك »، « الا تعبدو الا ایاه وبالوالدین احسانا » تنبیهی باشد خلق را كه ایشان وجود فرزند را سبب آخر‌اند، چنانكه الله جل جلاله سبب اول است.


p.534

« واذا قلتم فاعدلوا » ـ سخن چون بعدل رود در عاجل و آجل آنرا تبعه‌ای نبود، و لیس ذلك الا ذكر الله عز و جل. بو سلیمان گفت : « اذا قلتم فاعدلوا » یعنی اذا تكلمتم فتكلموا بذكره. سخن كه گوئید سخن خدا گوئید، و كتاب او خوانید، و حدیث او كنید. پیر بو علی سیاه قدس الله روحه هر گه كه درویشی سوخته‌ای بروی در شدی، چراغ وی فرا چراغ وی داشتی، و از درد دل بنالیدی، گفتی : مردی ام فارغ. شغلی ندارم. كاری ندانم. سر و سامان خود گم كرده‌ام. در غرقاب حیرت دستی می زنم. دستگیری می طلبم. دمسازی میجویم، تا با من حدیث دوست كند، من با وی حدیث دوست كنم، كز حدیث دوست بوی دوست آید :

این دیدهٴ من همه جمالت خواهد
طبع دل من بوی وصالت خواهد
بخشای بر آنكسی كه اندر شب و روز
در خواب بآرزو خیالت خواهد.

« وبعهد الله اوفوا »ـ قال الجوزجانی : العهود كثیرة، و أحق العهود بالوفاء الامر بالمعروف و النهی عن المنكر، تأمر نفسك بالمعروف، فان قبلت منك، و الا رضتها بالجوع و السهر و كثرة الذكر و مجالسة الصالحین لترغب فی المعروف. ثم تأمر غیرك، و تنهی نفسك عن المنكر، فان قبلت والا فأد بها بالسیاحة و التقطع و العزلة و قلة الكلام و ملازمة الصبر لتنتهی، فاذا انتهت فانه الناس عن المنكر.

« ثم آتینا موسی الكتاب تماما » الایة ـ ای محمد ! پس از آنكه راه شرع نمودی، و آداب و احكام شرع درآموختی، و محللات و محرمات روشن كردی، و بامر معروف و نهی منكر فرمودی، بشارت ده ایشانرا كه این نعمت بر ایشان تمام كنم. امروز بروح مناجات و حلاوت طاعات، و فردا بنعیم باقی و فضائل درجات. سنت ما چنین است. ما پیغامبران و مؤمنان موسی و بنی اسرائیل را گفتیم : « تماما علی الذی احسن ». مصطفی محمد عربی و امت ویرا گفتیم : « اتممت علیكم نعمتی »، و تمام نعمت آنست


p.535

كه چراغ هدایت از روزن رسالت بتأیید الهیت در دل شما افروختیم، تا بصراط مستقیم راه بردید، و در سنت و جماعت راست رفتید، تا از خوض معترضان و جدال مضطران و تأویل جهمیان و ساختهٴ متبدعان آزاد گشتید. اینست كه رب العالمین گفت : « وأن هذا صراطی مستقیما فاتبعوه ». بر این صراط مستقیم محكم باشید، و بر پی آن روید، و منهج صواب آن دانید، و سبب نجات آن شناسید، تا بنعیم باقی و سعادت جاودان رسید، نه بینی كه در آخر ورد گفت رب العزة : « ان الذین فرقوا دینهم وكانوا شیعا لست منهم فی شیء ». ایشان كه صراط مستقیم را پی بر نبودند، و در سنت و جماعت راست نرفتند، و راههای حیرت و ضلالت بر گرفتند، نه ایشان امت تواند از روی اتباع، نه تو شفیع ایشان. نه ایشان را نور بصیرت، نه چراغ معرفت، نه سخن بر بینت، نه اتباع كتاب و سنت. مصطفی (ص) ایشانرا میگوید : « یكون فی آخر الزمان دجالون كذابون، یأتونكم من الاحادیث ‌بمالم تسمعوا انتم و لا آباؤكم، فایاكم و ایاهم، لا‌یضلونكم و لایفتنونكم ».


p.532
۱ ـ ج : بندگان را. ٢ ـ ج : ترياك.
p.533

۱ ـ ج : مبريد. ٢ ـ ج : نوشت. قرآن مجید، اسرا 23: وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا .