p.658
چون دشمنان گفتند : مجنون است وضالّ، رب العزة گفت : «
ما انت بنعمة ربك بمجنون
»، «
ما ضل صاحبكم وما غوی
»، و
نوح
كه بخود مشغول بود، چون او را گفتند : «
انا لنریك قی ضلال مبین
»، جواب هم خود داد كه : «
یا قوم لیس بی ضلالة ولكنی
رسول
من رب العالمین
». فشتّان بین من دفع عن نفسه، و بین من دفع عنه ربه.
و همچنین فرق است میان كسی كه گوید : «
لكنی
رسول
من رب العالمین
»، و كسی كه حق جلّ جلاله از بهر وی گوید : « یس والقرآن الحكیم.
انك لمن المرسلین
»، آن تفرقت است و این جمع.
آن صفت مرید است، و این نعت مراد، و بینهما بون بعید.
«
ابلّغكم رسالات ربی
» ـ هر چند پیغام میرسانم، و نصیحت میكنم، لكن میدانم كه خستهٴ قهر ردّ ازلی را لطف نصح ما بكار نیاید، و گفت ما در وی اثر نكند : من اسقطته القسمة لم تنعشه النصیحة.
قوله : «
اوعجبتم ان جآءكم ذكر من ربكم
» ـ عجب آنست كه شخص
رسول
را برسولی شگفت میداشتند، و دست تراشیدهٴ خود را بخدائی می پسندیدند، و شگفت نمی داشتند.
اینست كمال جهالت و غایت ضلالت.
و از این عجبتر آنست كه رب العزة جل جلاله با آن تمادی و طغیان ایشان، و آن گفت ناسزای ایشان نعمت این جهان بایشان روان میدارد، و هیچ بازنگیرد، و نیك خدائی خود با یاد ایشان میدهد كه : «
واذكروا اذ جعلكم خلفآء من بعد قوم
نوح
وزاد كم فی الخلق بسطة
» ـ میگوید : منتهای من بر خویشتن یاد كنید، كه شما را ساكنان زمین كردم، و پس از گروهی كه گذشتند شما را جهانداران كردم، و شما را نعمت و دسترس تمام دادم، و آنگه بر خلقت و قوت شما را بر جهانیان افزونی دادم.
از حق نعمت بدین تمامی! و از ایشان كفر بدان صعبی.
مصطفی
(ص)
گفت : « ما احد اصبر علی اذی یسمعه من الله عز و جل.
یدعون