Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
7 الاعراف هشتم 3

p.656

قوله تعالی : « لقد ارسلنا نوحاً الی قومه » الایة ـ میگوید : نوح را بقوم وی فرستادیم و امت وی همان بودند، و در زیر علم رسالت وی بیش از آن نیامدند، و آنگه در هزار، كم پنجاه سال، كه ایشانرا دعوت كرد، از هشتاد كم یك مرد كه مؤمن بودند عقد هشتاد تمام نشد، و نوح همچنان دعوت همی كرد، و امید همی داشت، تا آیت آمد كه : « لن یؤمن من قومك الا من قد آمن ». نوح چون از ایشان نومید گشت، گفت : « ربّ لا‌تذر علی الارض من الكافرین دیاراً ».

باز مصطفی عربی رسول قرشی (ص) كه فرستادند، بكافهٴ خلق فرستادند، و جهانیان را همه از روی دعوت زیر علم نبوت و رسالت وی درآوردند، و فرمان آمد كه : یا محمد ! نومید مشو كه تو رحمت جهانیانی، و امان بندگانی، تا نه بس روزگار بینی گروه گروه از عالمیان روی بعزت اسلام نهاده، و بساط ایمان در عالم گسترده، و خورشید شرع مقدّس از افق دولت نبوت تو برآمده، و بمكان عز تو و جاه و منزلت تو این دین اسلام قوی گشته، و رشتهٴ دولت آن با دامن ابد پیوسته : « ورأیت الناس یدخلون فی دین الله افواجاً ». نوح همی گفت : بار خدایا! از كافران دیّار مگذار، و مصطفی قرشی (ص) همی گفت : بار خدایا! در عالم كفر مگذار. چون سید (ص) این دعا كرد، از حضرت عزت ندا آمد كه : یا محمد ! دل خوش دار، كه اگر از دور فلك یك روز بیش نماند، و آن


p.657

روز بوقت نماز دیگر رسیده باشد، جبرئیل را فرمایم، تا شاخ آفتاب درین میدان عُلی بگیرد، و نگذارد كه شب آید، تا در آن باقی روز شادروان شرع ترا بشرق و غرب باز كشم، نه در هند وثنی گذارم ، نه در روم چلیپائی، نه در هیچ سینه ظلمت شركی، نه در هیچ دل زحمت شكی، نه در پنجهٴ شیری قهری، نه در نیش ماری زهری، و این كار در نیمهٴ آخر خواهد بود كه مصطفی (ص) گفته : « خیر هذه الامة اولها وآخرها ».

نوح را بقوم خود فرستادند، گفتند : « أنذر قومك من قبل أن یأتیهم عذاب الیم » مصطفی را بخلق فرستادند، گفتند : « بشرّ المؤمنین بأن لهم من الله فضلا كبیراً ». از بهر آنكه نوح را بعقوبت فرستادند، و مصطفی را برحمت. نه بینی كه در حق نوح بیم فر اپیش داشت، و مغفرت با پس (۱) داشت، گفت : « ان یأتیهم عذاب الیم »، پس بآخر گفت : « یغفر لكم من ذنوبكم »، و در حق مصطفی بشارت و رحمت فرا پیش داشت و بیم واپس داشت : « انا ارسلناك شاهداً ومبشراً ونذیراً ». چون نوح دعا كرد كه : « رب لا تذر علی الارض من الكافرین دیاراً »، جبرئیل آمد، گفت : یا نوح ! بر دشمنان دعا كردی! دوستانرا دعا كن. گفت : از خود بدیگری نپردازم : « رب اغفر لی ». گفت : یا نوح ! سلطان رحمت دست كرم فرو گشاده بیفزای. نوح گفت : « ولو الدی » جبرئیل گفت : عقوبت بدان فراوانی خواستی، و رحمت بدین اندكی! گفت : « ولمن دخل بیتی مؤمناً ». جبرئیل گفت : بیفزای كه هنوز اندك است، گفت : « وللمؤمنین والمؤمنات ». سید را گفتند. یا محمد ! تو چه میگوئی؟ گفت ما را در بدایت این كار این ادب در آموختند كه : « واخفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنین »، همی گویم : « اللهم اغفر للمؤمنین والمؤمنات »، لاجرم چون بود مصطفی (ص) همه نصیب خلق بود و همه بامت مشغول بود. رب العالمین ویرا نیابت داشت، و بی وی كار وی راست كرد، و خصم وی را جواب داد.


p.658

چون دشمنان گفتند : مجنون است وضالّ، رب العزة گفت : « ما انت بنعمة ربك بمجنون »، « ما ضل صاحبكم وما غوی »، و نوح كه بخود مشغول بود، چون او را گفتند : « انا لنریك قی ضلال مبین »، جواب هم خود داد كه : « یا قوم لیس بی ضلالة ولكنی رسول من رب العالمین ». فشتّان بین من دفع عن نفسه، و بین من دفع عنه ربه.

و همچنین فرق است میان كسی كه گوید : « لكنی رسول من رب العالمین »، و كسی كه حق جلّ جلاله از بهر وی گوید : « یس والقرآن الحكیم. انك لمن المرسلین »، آن تفرقت است و این جمع. آن صفت مرید است، و این نعت مراد، و بینهما بون بعید.

« ابلّغكم رسالات ربی » ـ هر چند پیغام میرسانم، و نصیحت میكنم، لكن میدانم كه خستهٴ قهر ردّ ازلی را لطف نصح ما بكار نیاید، و گفت ما در وی اثر نكند : من اسقطته القسمة لم تنعشه النصیحة.

قوله : « اوعجبتم ان جآءكم ذكر من ربكم » ـ عجب آنست كه شخص رسول را برسولی شگفت میداشتند، و دست تراشیدهٴ خود را بخدائی می پسندیدند، و شگفت نمی داشتند. اینست كمال جهالت و غایت ضلالت. و از این عجب‌تر آنست كه رب العزة جل جلاله با آن تمادی و طغیان ایشان، و آن گفت ناسزای ایشان نعمت این جهان بایشان روان میدارد، و هیچ بازنگیرد، و نیك خدائی خود با یاد ایشان میدهد كه : « واذكروا اذ جعلكم خلفآء من بعد قوم نوح وزاد كم فی الخلق بسطة » ـ میگوید : منتهای من بر خویشتن یاد كنید، كه شما را ساكنان زمین كردم، و پس از گروهی كه گذشتند شما را جهانداران كردم، و شما را نعمت و دسترس تمام دادم، و آنگه بر خلقت و قوت شما را بر جهانیان افزونی دادم. از حق نعمت بدین تمامی! و از ایشان كفر بدان صعبی.

مصطفی (ص) گفت : « ما احد اصبر علی اذی یسمعه من الله عز و جل. یدعون


p.659

له ولداً و هو یرزقهم و یعافیهم ». آنگه دیگر باره بر سبیل تأكید گفت : « فاذكروا آلاء الله »، لكن چه سود كه دیدهٴ حق بین و سمع صواب شنو نداشتند : « انهم عن السمع لمعزولون »، « ام تحسب أن اكثرهم یسمعون او یعقلون »؟! چون پذیرد پند دلی كه مهر شقاوت در آن زده‌اند؟! و چه بیند دیده‌ای كش از بینائی محروم كرده‌اند؟.

و ما انتفاع اخی الدنیا بمقلته
اذا استوت عنده الانوار و الظلم!


p.657
۱ ـ ج: واپس.
p.658

قرآن مجید، اعراف 60: قَالَ الْمَلَأُ مِن قَوْمِهِ إِنَّا لَنَرَاكَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ؛ 63: أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَىٰ رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَلِتَتَّقُوا وَلَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ؛ 69: أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَىٰ رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ .