Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
7 الاعراف هشتم 3

p.667

قوله تعالی : « والی ثمود اخاهم صالحاً » الایة ـ خداوند عالم، كردگار جهان، و دیّان مهربان، جل جلاله و تقدست اسماؤه، درین آیات صالح پیغامبر را برادر ثمود خواند. معلوم است كه این برادری از روی صورت و نسبت است، نه از روی دین و دیانت و موافقت، و همچنین در حق پیغمبران گفت : « اخاهم هوداً »، « اخاهم شعیباً »، « اخوهم لوط »، « اخوهم نوح ». چون از روی نسبت بود این برادری لاجرم در قیامت بگسلد، و آنرا هیچ اثر نماند، كه الله میگوید، جل جلاله : « لا انساب بینهم یومئذ »، و گفت : « یوم یفرّ المرء من اخیه ». باز مؤمنان را برادر یكدیگر خواند، گفت : « انّما المؤمنون اخوة »، « فأصبحتم بنعمته اخواناً »، و این برادری از روی دیانت و موافقت است، نه از روی نسبت، لاجرم فردا در قیامت بیفزاید و بپیوندد، چنانكه الله گفت سبحانه و تعالی : « اخواناً علی سرر متقابلین ».

لطیفة اخری : پیغامبران را برادر امت خواند، و برادر اگر چه مشفق و مهربان باشد از وی هم فرقت بود هم عداوت آید. نه بینی كه یوسف از برادران چه دید؟! و چه شنید؟. هم فرقت دید، و هم ذكر عداوت شنید. تا بدانی كه در برادری این همه گنجد. چون حكم الهی و سابقهٴ ازلی در صفت اخوت این رفت، رب العالمین مصطفی عربی را برادر امت نخواند، بلكه تن و جان ایشان خواند : « لقد جاء كم رسول من انفسكم »، و از تن و جان خود هرگز نه عداوت آید نه فرقت، نه امروز دشمنی، نه فردا بریدنی. ازینجا بود كه پیغامبران هلاك قوم خود خواستند، مصطفی (ص) رحمت و مغفرت خواست. نوح


p.668

میگفت : « رب لا ‌تذر ». مصطفی میگفت : « واعف عنا ».

لطیفة اخری : پیغامبر را برادر ایشان خواند، و ایشانرا قوم وی خواند نه برادر، از بهر آنكه ایشان نه آن كردند و گفتند كه برادران كنند و گویند. همه دشمنی نمودند. همه ناسزا گفتند و تكذیب كردند. قوم صالح گفتند : « انما انت من المسحرین » « ما انت الّا بشر مثلنا ». قوم هود گفتند : « وما نحن بتار كی آلهتنا عن قولك وما نحن لك بمؤمنین ». قوم نوح گفتند : « لئن لم تنته یا نوح لتكونن من المرجومین ». قوم لوط گفتند : « لئن لم تنته یا لوط لتكونن من المخرجین ». قوم شعیب گفتند : « وان نظنك لمن الكاذبین ». اما پیغامبر را برادر ایشان خواند، كه همه آن كرد كه برادران كنند. بیراه بودند، براهشان باز خواند. گفت : « یا قوم اعبدو الله ». از ایشان شفقت باز نگرفت، گفت : « انی اخاف علیكم عذاب یوم الیم ». در شفقت بیفزود و نصیحت كرد، گفت : « ونصحت لكم ولكن لا ‌تحبون الناصحین ». ای قوم! من شما را نیك خواهم پند پذیرید، و سخن بنیوشید، كه من استوارم. هر چه گویم سعادت شما در آن خواهم. اما شما خود نصیحت می نپذیرید، و بصلاح خود راه نمی برید، و سر رشتهٴ خود باز نمیدانید. دلی كه قفل نومیدی برو زدند از وی چه طاعت آید. چشمی كه برمص كفر آلوده بود بعبرت چون نگرد. حبلی گسسته چه بار بردارد؟ بندهٴ نبایسته و رانده كوشش وی چه سود دارد. آه از پای بندی نهانی. فغان از حسرتی جاودانی. زینهار از قهری سلطانی.


p.668
« یا قوم اعبدوا الله » : قرآن مجید، اعراف 59، اعراف 65، اعراف 73، اعراف 85، هود 50، هود 61، هود 84، مومنون 23، عنکبوت 36.