Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
7 الاعراف نهم 3

p.716

قوله تعالی : « وقال الملأ من قوم فرعون » الایة ـ آن مهجور مملكت، و مطرود درگاه عزت، و زخم خوردهٴ عدل ازل، فرعون بی عون، چون خود را بر مقام عجز بدید، و در كار ملك خود وهن دید، و قبطیان زیادة تمكین از وی طلب میكردند تا بر موسی و قوم وی تطاول جویند و قهر كنند همی گفتند : « اتذر موسی وقومه لیفسدوا فی الارض ویذرك وآلهتك »؟. آن مدبر را ننگ آمد كه قصور قدرت خود بایشان نماید یا بضعف و عجز خود معترف آید، همی زبان تهدید بگشاد كه : « سنقتل ابنآءهم ونستحیی نسآءهم ». وی تدبیری همی ساخت بباطل، و الله تقدیر همی كرد بباطن. تدبیر وی این بود كه : « سنقتل ابنآءهم ونستحیی »، نسآءهم و تقدیر الله این بود كه : « فانتقمنا منهم فأغرقناهم فی الیم ».

آوردند كه روزی جبرئیل آمد بر صورت مردی، و پرسید از وی كه : چه گوئی بمردی كه بنده‌ای دارد، و او را مال و جاه و نعمت دهد، آنگه بر خواجهٴ خویش عصیان آرد، و خواهد كه بر وی مهتر شود. فرعون گفت : جزاء وی آنست كه او را بآب كشند. از حضرت عزت فرمان آمد : ای جبرئیل این فتوی گوش دار تا آن روز كه گوئی : « آلان وقد عصیت قبل ؟! »

« قال موسی لقومه استعینوا بالله واصبروا »ـ موسی قوم خود را ارشاد كرد كه : شما دست در حبل عصمت الله زنید، و از نصرت و نعمت وی نومید مباشید، و بر ضمان وی تكیه كنید، كه وی گفته : « وكان حقا علینا نصر المؤمنین »، و در همه حال یاری دهنده اوست


p.717

یاری از وی خواهید، و غمها را فرج آرنده و درها را گشاینده اوست، و بر بلاء فرعون صبر كنید تا روزی بسر آید و دولت شما در رسد، ماه وی در خسوف افتد، و آفتاب عز شما از برج شرف شما بتابد.

« عسی ربكم ان یهلك عدوكم ویستخلفكم فی الارض فینظر كیف تعملون » ـ بر ذوق اهل معرفت عدو اینجا اشارت است بنفس اماره كه مصطفی (ص) گفت : « اعدی عدوك نفسك التی بین جنبیك »، و زمین اشارت است بجوارح كه اصل آن خاك است و مرجع آن با خاك، و « یستخلفكم » اشارت است بدل، كه تا نفس نمیرد دل زنده نگردد. میگوید : از لطف الهی و كرم بی نهایت گوش دارید، كه شما را بر نفس اماره نصرت دهد تا آنرا مقهور كنید، و راه شهوت و هواء باطل بوی فرو بندید. مصطبهٴ نفس خراب دارید، و كعبهٴ دل آبادان نفس اسیر گردد، و دل بر جوارح امیر شود. نفس در خود بمیرد و دل بحق زنده شود. دشمن برود و دوست بنازد. هرگز كه دید كه آشنا با بیگانه بسازد؟ این چنان است كه گویند : و الله معطی المسئولات .

آمد بر من كارد كشیده بر من
گفتا كه درین شهر تو باشی یا من

ثم قال : « فینظر كیف تعملون » ـ ای : كیف معرفتك بشكر ما انعم علیك؟ « ولقد اخذنا آل فرعون بالسنین » ـ عقوبتشان رنگارنگ آمد، كه مخالفتشان لونالون بود. عقوبت بقدر خیانت باشد و مؤاخذت باندازهٴ مخالفت. آن چندان بلیات و نكبات از آن آیات مفصلات بر ظواهر ایشان گشادند، و ایشانرا در آن محنت و شدت بگردانیدند و صعب‌تر عقوبتی آن بود كه دیدهٴ باطن نداشتند تا دریافتندی كه از كه باز مانده‌اند؟ و چه گم كرده‌اند.

اندر همه عمر من شبی وقت نماز
آمد بر من خیال معشوقه فراز
برداشت نقاب مر مرا گفت بناز
باری بنگر كه از كه ماندستی باز

p.718

اگر ایشانرا بصیرتی بودی یا از حقیقت شمه‌ای آشنائی داشتندی بجای آنكه گفتند : « ادع لنا ربك »، ادع لنا ربنا گفتندی، و بدیدهٴ عبرت نگرستندی، تا آن عقوبات سبب طهارت ایشان بودی، لكن چه سود كه رقم آشنائی در ازل بر ایشان نكشیدند، و جز داغ مهجوری بر ایشان ننهادند! هر چند كه آیات قدرت بیش دیدند از جادهٴ حقیقت دورتر افتادند. عهدی كه كردند بسر نبردند، و از خود بیوفائی و ببگانگی نمودند. رب العالمین گفت : « فلما كشفنا عنهم الرجز الی اجل هم بالغوه اذا هم ینكثون » ابرموا العهد ثم نقضوه، و قدموا العهد ثم رفضوه، كما قیل :

اذا ارعوی عاد الی جهله
كذی الضنا عاد الی نكسه


p.716
قرآن مجید، اعراف 127: سَنُقَتِّلُ أَبْنَاءَهُمْ وَنَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ ؛ یونس 91: آلْآنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ .