p.717
یاری از وی خواهید، و غمها را فرج آرنده و درها را گشاینده اوست، و بر بلاء
فرعون
صبر كنید تا روزی بسر آید و دولت شما در رسد، ماه وی در خسوف افتد، و آفتاب عز شما از برج شرف شما بتابد.
«
عسی ربكم ان یهلك عدوكم ویستخلفكم فی الارض فینظر كیف تعملون
» ـ بر ذوق
اهل معرفت
عدو اینجا اشارت است بنفس اماره كه
مصطفی
(ص)
گفت : « اعدی عدوك نفسك التی بین جنبیك »، و زمین اشارت است بجوارح كه اصل آن خاك است و مرجع آن با خاك، و «
یستخلفكم
» اشارت است بدل، كه تا نفس نمیرد دل زنده نگردد.
میگوید : از لطف الهی و كرم بی نهایت گوش دارید، كه شما را بر نفس اماره نصرت دهد تا آنرا مقهور كنید، و راه شهوت و هواء باطل بوی فرو بندید.
مصطبهٴ نفس خراب دارید، و كعبهٴ دل آبادان نفس اسیر گردد، و دل بر جوارح امیر شود.
نفس در خود بمیرد و دل بحق زنده شود.
دشمن برود و دوست بنازد.
هرگز كه دید كه آشنا با بیگانه بسازد؟ این چنان است كه گویند : و الله معطی المسئولات .
|
آمد بر من كارد كشیده بر من
|
|
گفتا كه درین شهر تو باشی یا من
|
ثم قال : «
فینظر كیف تعملون
» ـ ای : كیف معرفتك بشكر ما انعم علیك؟ «
ولقد اخذنا آل
فرعون
بالسنین
» ـ عقوبتشان رنگارنگ آمد، كه مخالفتشان لونالون بود.
عقوبت بقدر خیانت باشد و مؤاخذت باندازهٴ مخالفت.
آن چندان بلیات و نكبات از آن آیات مفصلات بر ظواهر ایشان گشادند، و ایشانرا در آن محنت و شدت بگردانیدند و صعبتر عقوبتی آن بود كه دیدهٴ باطن نداشتند تا دریافتندی كه از كه باز ماندهاند؟ و چه گم كردهاند.
|
اندر همه عمر من شبی وقت نماز
|
|
آمد بر من خیال معشوقه فراز
|
|
برداشت نقاب مر مرا گفت بناز
|
|
باری بنگر كه از كه ماندستی باز
|