p.794
چه خوش روزی كه روز نهاد بنیاد دوستی است.
چه عزیز وقتی كه وقت گرفتن پیمان دوستی است.
مریدان روز اول ارادت فراموش هرگز نكنند.
مشتاقان هنگام وصال دوست تاج عمر و قبلهٴ روزگار دانند .
|
سقیا لمعهدك الذی لو لمیكن
|
|
ما كان قلبی للصبابة معهدا
|
فرمان آمد كه یا
سید
! «
وذكرهم بأیام الله
».
این بندگان ما كه عهد ما فراموش كردند، و بغیری مشغول گشته، با یاد ایشان ده آن روز كه روح پاك ایشان با ما عهد دوستی می بست، و دیدهٴ اشتیاق ایشانرا این توتیا می كشیدیم كه : «
الست بربكم
».
ای مسكین! یاد كن آن روز كه ارواح و اشخاص دوستان در مجلس انس از جام محبت شراب عشق ما می آشامیدند، و مقربان ملأ اعلی میگفتند : اینت عالی همت قومی كه ایشانند.
ما باری ازین شراب هرگز نچشیدهایم، و نه شمهای یافتهایم، و های و هوی
(۱)
آن گدایان در عیوق افتاده كه :«
هل من مزید
».
|
زان می كه حرام نیست در مذهب ما
|
|
تا باز عدم خشك نیابی لب ما
|
روزی آن
مهتر عالم
و
سید ولد آدم (ص)
میگفت : « ان
حراء
جبل یحبنی و أحبه ».
این كوه
حرا
مرا دوست است و من او را دوستم.
گفتند : ای سید كوه را چنین می گوئی؟ چیست این رمز؟ گفت : آری شراب مهر از جام ذكر آنجا نوش كردهایم.
سید
صلوات الله علیه در بدایت كار كه آثار نبوت و أمارات وحی برو ظاهر گشت، روزگاری با كوه
حرا
میشد، و درد این حدیث در آن خلوتگاه او را فرو گرفته، و آن كوه او را چون غمگساری شده .
|
جز گرد دلم گشت نداند غم تو
|
|
در بلعجبی هم بتو ماند غم تو
|
|
هر چند بر آتشم نشاند غم تو
|
|
غمناك شوم گرم نماند غم تو
|