p.820
و زمین بدین فراخی در وی پیدا گشته.
طرفهتر پیشانی كه سخت آفرید با صلابت، تا موی نرویاند كه آنگه جمال ببرد.
پوست ابرو میانه آفرید تا موی برآید اندكی، و دراز نگردد.
گوش بیافرید، آبی تلخ در وی نهاده، تا هیچ حیوان بوی فرو نشود، و در وی پیچ و تحریف بسیار آفریده، تا اگر خفته باشی و حشرات زمین قصد آن كند راه بر وی دراز شود، تا تو آگاه شوی.
زبان در محل لعاب نهاد تا روان باشد، و از سخن گفتن باز نمانی.
چشمهٴ آب خوش از زیر زبان روان كرد، تا بادرار آب میدهد، و طعام بوی تر میشود، و اگر نه طعام بحلق فرو نشود.
بر سر حلقوم حجابی آفرید تا چون طعام فرو بری، سر حلقوم بسته شود، تا طعام بمجری نفس فرو نشود.
جگر بیافرید تا طعامهای رنگارنگ را همه یك صفت گرداند برنگ خون، تا غذای هفت اندام شود.
پاكست و بی عیب خداوندی كه از یك قطرهٴ آب مهین این همه صنع پیدا كرد، و چندین عجائب و بدائع قدرت بنمود، چون اندیشه كنی بگوی : «
فتبارك الله احسن الخالقین
»! زهی
(۱)
نیكوكار زیبا نگار آفریدگار! تن نگاشت و دل نگاشت.
چون تن نگاشت خود را ستود، گفت : «
فتبارك الله احسن الخالقین
».
چون دل نگاشت ترا ستود، گفت:«
اولئك هم الراشدون
».
در علم ازلی و قضاء ابدی و رفتهٴ قلم است كه رویهائی بخواهد گردانید، چون بنگاشتن روی رسید گفت : نیكونگارید، نگار گر ستود نه نگار، كه اگر نگار ستودی نه روا بودی كه بزدودی، كه كردیم ستودهٴ خویش محو نكند، برداشتهٴ خویش رد نكند.
چون بدل رسید نگار ستود نه نگار گر، تا بدانی كه نگار دل را هرگز نخواهد زدود.
«
ولا یستطیعون لهم نصرا ولا انفسهم ینصرون
» ـ بیك قول مراد باین مشركاناند كه پرستندهٴ اصنام بودند.
جای دیگر گفت : «
وكانوا لا یستطیعون سمعا
»، «
ما كانوا