p.10
ای مایه فطرت، ای نقطهٴ سعادت، ای مقصود موجودات و سید کاینات، ای نقطهٴ دایره حادثات، ترا می پرسند از انفال و حکم آن، تو از وحی ما و از پیغام ما ایشانرا جواب ده.
«
قل الانفال لله
» ملکا و لرسوله الحکم فیها بمایقضی به امرا و شرعا.
انفال از روی ملک خدایراست و حکم آن چنان که خواهد
مصطفی
ص راست، بپسندید شما که بندگانید، حکم او، بپذیرید به جان و دل قول او، که قول او وحی ما است، فعل او حجت ما است، شریعت او ملت ما است، حکم او دین ما است.
اتباع او دوستی ما است.
«
فاتقوا الله و اصلحوا ذات بینکم
» تقوی بپناه خویش گیرید که سر همه طاعتها تقوی است، اصل همه هنرها و مایهٴ همه خیرها تقوی است.
تقوای او آن درخت است که بیخ او در آب وفا و شاخ او بر هواء رضا، میوهٴ او دوستی خدا.
نه، گرمای پشیمانی بدو رسد، نه سرمای سیری، نه باد دوری، نه هواء پراکندگی.
تقوی سه چیز است : خوفی که ترا از معصیت باز دارد رجائیکه ترا بر طاعت دارد، رضایی که ترا بر محبت دارد.
قوله : ــ «
و اصلحوا ذات بینکم،
» با مردم بصلح و آشتی زندگانی کنید و بی آزار زیید، و این نتوانید مگر که حظ خود بگذارید و حظ دیگران نگاه دارید، اگر توانید ایثار کنید و اگر نه باری انصاف دهید.
بنگر که الطاف کرم احدیت آن درویشان را که راه ایثار رفتند و حظ خود بگذاشتند چه تشریف میدهد و چون می پسندد که : ــ «
و یؤثرون علی انفسهم ولو کان بهم خصاصة
».
عن
عبد الله بن عمر
قال : اهدی لرجل من اصحاب
رسول الله صلی الله علیه و سلم
رأس شاة، فقال : ان اخی فلانا و عیاله احوج الی هذا منا، فبعث به الیه، قال : فلم یزل یبعث به واحد الی آخر حتی تداولها سبعة ابیات حتی رجعت الی الاول، قال فنزلت «
ویؤثرون علی انفسهم
...الایه ».
قوله : ــ «
انما المؤمنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم
»، مؤمنان ایشانند که از خدای ترسند.
درین آیت ترس از شرط ایمان نهاد، هم چنان که جائی دیگر گفت ــ « و خافون ان کنتم مؤمنین، » ترس زینهار ایمان است و حصار دین است و شفیع گناهان است، هر دل که در آن ترس نیست آن دل خراب است و معدن فتنه و از نظر الله محروم.
درین آیت گفت مؤمنان ایشاناند که در یاد کرد ــ الله ــ دلهاشان بترسد