p.25
مزدور است، و مراد همان مهمان، مزد مزدور در خور مزدور است و نزل مهمان در خور میزان، مهمان بستهٴ کاریست که در سر آنست دیدهٴ او در دیده وری عیان است، جان او در سر مهر او تاوان است، جان او همه چشم سرّ او همه زبان است، آن چشم و زبان در نور عیان ناتوانست.
«
ولیبلی المؤمنین منه بلاء حسناً
» البلاء الحسن ــ توفیق الشکر فی المنحة و تحقیق الصبر فی المحنة، وما یفعل الحق فهو حسنٌ من الحق، لان له ان یفعله و هذا حقیقة الحسن و هو ما للفاعل ان یفعله.
هر کرا کاری رسد و آن کار او را سزد آن از وی نکوست.
هر چه از حق آید و بر بندهٴ خویش راند، از نعمت یا محنت راحت یا شدت، همه نیکوست، که خداوند همه اوست.
کس را بروی چرا و چون نیست، و آنچه وی کند به آفریدهٴ خویش از وی ستم نیست.
و
لله الحجّة البالغة
، در هر چه الله کند ویرا حجت تمام است که آفریدگار و کردگار جهان و جهانیان است، از نیست هست کننده و پدید آورنده و پادشاه بر بنده.
«
ان تستفتحوا فقد جاء کم الفتح
» یک قول آنست که این خطاب با مؤمنان است، و از خدا منت برایشان است.
میگوید : نصرت خواستید بر دشمن نصرت دادم، کار فرو بسته بر شما بگشادم.
دعا کردید نیوشیدم، عطا خواستید بخشیدم، کردار شما را پسندیدم، و عیبها پوشیدم.
همانست که در آن اثر بیامد ؛
« نادیتمونی فلبّیتکم، سألتمونی فاعطیتکم، بارزتمونی فامهلتکم، ترکتمونی فرعیتکم، عصیتمونی فسترتکم، فارجعتکم الی قبلتکم، وان ادبرتم عنّی انتظرتکم، انا اکرم الا کرمین وارحم الراحمین. »
«
ولو علم الله فیهم خیراً لاسمعهم
» الایة... من اقصته سوابق القسمة لم تدنه لواحق الخدمة لو کانوا من متناولات الرحمة لاَلبسهم صدار العصمة ولکن سبق بالحرمان حکمهم فختم بالضلال امرهم.
آه از قسمتی در ازل رفته، قسمتی نه فزوده نه کاسته، یکی رانده و حبلش گسسته، یکی شسته و کردار او شایسته، این بایسته و آن نابایسته!
چه توان قاضی در ازل چنین خواسته!؟
آه ازفردا روز که نابایسته را درخت نومیدی ببر آید، و اشخاص بیزاری بدر آید، و از هدم عدل گرد نوایست بر آید.
آنت فضیحت