Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
8 الانفال نهم 4

p.35

قوله تعالی و تقدس ــ : « یا ایّها الّذین آمنوا استجیبوالله و لل رسول » ... آلایه، استجابت بر لسان اهل اشارت بر دو وجه است : ــ یکی استجابت توحید، دیگر استجابت تحقیق. توحید یکتا گفتن مؤمنان است و تحقیق یکتا بودن عارفان، توحید صفت روندگان است و تحقیق حال ربودگان. آن صفت خلیل است و این صفت حبیب ،


p.36

خلیل رونده بود بر درگاه عزت بر مقام خدمت ایستاده که : « وجّهت وجهی للّذی فطر السّموات و الارض حنیفاً ». جیب ربوده، در صدر دولت بحرمت نشسته، که خطاب آمد از حضرت لم یزل که : « السلام علیک ایّها النّبی و رحمة الله و برکاته » روش سالکان در استجابت ظواهر است بر متابعت رسول و کشش ربودگان در استجابت سرائر است بر مشاهدهٴ علاّم الغیوب، اینست که عالم طریقت گفت : استجیبوا لله بسرائر کم، و للرسول بظواهر کم اذا دعا کم لما یحییکم ، حیوة النفوس بمتابعة الرّسول و حیوة القلوب بمشاهدة الغیوب.

فدیت رجالا فی الغیوب نزول
و اسرارهم فیما هناک تجول

هیچ کس را از اهل آفرینش بحقیقت حیوة مسلم نیست، بی اجابت توحید و بی توقیع تحقیق، تا از حضرت نبوت این نداء عزت می آید که : امرت ان اقاتل النّاس حتی یقولوا لااله الّاالله ». « اذا دعاکم لما یحییکم »، اهل زندگی و زندگان بحقیقت ایشان‌اند که از تراجع پاک‌اند و از تهمت دور، و بدوستی مشهور، از سلطان نفس رسته و دلهاشان با مولی پیوسته، و سرهاشان باطلاع حق آراسته، به نسیم انس زنده و یادگار ازلی یافته و بدوست رسیده.

پیر طریقت گفت : الهی نه جز از شناخت تو شادیست، نه جز از یافت تو زندگانی، زنده بی تو چون مرده زندانی است، زندگانی بی تو مرگیست، و زندهٴ بتو زندهٴ جاودانی است.

یا حیوة الرّوح مالی لیس لی علم بحالی
تلک روحی منک ملئ و سوادی منک خالی
بی جان گردم که تو ز من پُر گردی
ای جان جهان تو کفر و ایمان منی

« و اعلموا انّ الله یحول بین المرءِ و قلبه »، سالکان راه حقیقت دو فرقه‌اند : عالمان‌اند و عارفان. فالعالمون وجدوا قلوبهم لقوله تعالی : « انّ فی ذلک لذکری لمن کان له قلب » ؛ و العارفون فقدوا قلوبهم لقوله تعالی : « و اعلموا انّ الله یحول بین المرء و قلبه ». رمزی غریب است و اشارتی عجیب، دل راه است و دوست وطن، چون بوطن رسید او را چه باید راه رفتن، در بدایت از دل ناچار است و در نهایت دل حجاب است،


p.37

تا با دل است مرید است و بی دل مراد است. از اول دل باید که بی دل راه شریعت بریدن نتوان، اینجا گفت : « لذکری لمن کان له قلب » و در نهایت با دل بماندن دوگانگی است و دوگانگی از حق دوری است. ازینجا گفت : « یحول بین المرءِ و قلبه »، و گفته‌اند : صاحب دل چهار کس‌اند، زاهد است دل او بشوق خسته، خائف است دل او با شک شسته، مرید است دل او بخدمت کمر بسته، محب است دل وی بحضرت پیوسته. به داود پیامبر وحی آمد که : « یا داود طهّر لی بیتاً اسکنه، » یا داود خانهٴ که میدان مواصلت ما را شاید پاک کن و از غیر ما با ما پرداز. داود گفت : خداوندا! و آن کدام خانه است که جلال و عظمت ترا شاید، گفت : دل بندهٴ مؤمن، یا داود : انا عند القلوب المحمومة. هر کجا خرمن سوختهٴ را بینی در راه جست و جوی ما که با سوز عشق ما را میجوید آنجاش نشان ده، که خرگاه قدس ما جز بفناء دل سوختگان نزنند دل بندهٴ مؤمن خزینهٴ بازار ما است، منزلگاه اطلاع ماست، محراب وصال ماست، خیمهٴ اشتیاق ماست، مستقر کلام ماست، گنج خانهٴ اسرار ماست، معدن دیدار ماست، هر چیزی که بسوزند بی قیمت گردد و دل که بسوزد قیمت گیرد. مصطفی ص گفت : القلوب اوانی الله فی الارض فاحبّ الاوانی الی الله اصفاها و ارّقها و اصلبها، گفت : دلهای عاشقان امت، جامهای شراب مهر ربوبیت است، هر دل که از مکوّنات صافی تر و بر مؤمنان رحیم تر، آن دل بحضرت عزت عزیزتر، زینهار تا عزیز داری و روی وی از کدورات هوا و شهوت نگاه داری، که آن لطیفهٴ است ربّانی و نظر گاه سبحانی. مصطفی ص گفت : « انّ الله لا ینظر الی صورکم و لا الی اعمالکم ولکن ینظر الی قلوبکم، ». گفتا : رویها را میارائید که آراستن روی را بحضرت عزت افتخار نیست، مویها را پرتاب مکنید که موی پرتاب و گره گیر را بران درگاه اعتبار نیست، بصورتها بس منازید که صورت را قدر و مقدار نیست، کاری که هست جز با دل های پردرد نیست.

پیر طریقت گفت : این کار را مردی بباید با دلی پردرد، ای دریغا که نه در جهان درد١ ماند و نه در دلها درد.


p.38

قال بعض المحققین فی قوله تعالی ــ : « یحول بین المرءِ و قلبه، » اشار جل جلاله الی قلوب احبائه بانّه یاخذها منهم و یحمیها لهم و یقلّبها بصفاته، کما قال النبی ص : « قلب ابن آدم بین اصبعین من اصابع الرحمن، یقلّبها کیف یشاء فیختمها بخاتم المعرفة، و یطبعها بطباع الشوق، »

« واتقوا فتنةً لاتصیبنّ الّذین ظلموا منکم خاصة » از روی اشارت میگوید : پیشروان و سران قوم را که از آن فتنه بپرهیزید که بعد از آنکه شما بعقوبت رسید پس روان و پروردگان شما بی گناه بعقوبت رسند و این چنان باشد که پیروان در راه طریقت چون راست روند و در اوراد و اوقات خویش بکوشند و ضایع نکنند و در تعظیم شریعت فترت نیارند و شفقت از مریدان باز نگیرند، آن مریدان و پس روان. ایشان در سایهٴ ایشان و برکت همت ایشان زندگانی کنند، و از فتنه دل بر آسوده باشند، باز چون مهتران و پیران بدنیا گرایند و در حظوظ نفس بکوشند و در اوراد فترت آرند، آن برکات از ایشان منقطع گردد، و آن فراغ بشغل بدل شود، آن فتنه بایشان تعدی کند، و از سر وقت و ورد خود بیفتند. همچنین تا نفس بنده در طاعت است دل در صفاوت است، و سر در مشاهده، چون نفس در زلت افتد فتنهٴ وی تعدی کند، دل از صفاوت بغفلت افتد، چون دل همت١ معصیت کند فتنه وی بسر تعدّی کند سر از مشاهده در حجب افتد، و نعوذ بالله من الغفلة والقسوة.

« یا ایّها الّذین آمنوا لا تخونوا الله و ال رسول وتخونوا اماناتکم » خیانة الله فی الاسرار من حبّ الدنیا و حبّ الرّیاسة و الاظهار خلاف الاضمار، و خیانة ال رّسول فی آداب الشریعة و ترک السنن و التهاون بها، و خیانة الامانة فی المعاملات و الاخلاق، و معاشرة المؤمنین و ترک النصیحة لهم.

« یا ایّها الّذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً » مؤمنانرا میگوید که اگر براه تقوی میروید و بهمه حال تقوی پناه خویش گیرید، شما را فرقانی دهد از علم و الهام که بوی حق و باطل از هم جدا کنید، و راست راهی و گمراهی از هم بشناسید، شما که عالمان‌اید بعلم تمام، و شما که عارفان‌اید بالهام درست، فرقان


p.39

عالم ادلّۀ شرع است و برهان روشن ببذل مجهود و کسب بندگی، و فرقان عارف نوری است غیبی، و آئینۀ روشن بموهبت آلهی، و الهام ربّانی، رمزی دیگر گفته‌اند درین آیت و لطیفهٴ نیکو، میگوید : ای شما که اصل درخت ایمان کِشتید اگر آنرا بتقوی پرورش دهید، سه ثمره بیرون دهد، یکی فرقان چنان که گفت : « یجعل لکم فرقانا ، » دیگر تکفیر « و یکفّر عنکم سیّئاتکم ، »، سوم مغفرت « و یغفر لکم. » فرقان تعریف است، و تکفیر تخفیف است، و مغفرت تشریف، تعریف بسزا و تخفیف نیکو و تشریف تمام.

« و اذ یمکربک الّذین کفروا... الآیه » مکر تلبیس ساختند، و الله مکر هلاک برایشان گماشت. شبلی گفت : المکر فی النّعم الباطنة و الاستدراج فی النعم الظاهره. مکر در راه اهل خصوص آید چون بطاعت خود باز نگرند و آنرا بزرگ دانند و استدراج عامهٴ خلق را گیرد، آنگه که نعمة دنیا با ایشان روی نهد و تکیه بر آن کنند، ای عالمان و ای عابدان! زینهار که بعلم و عبادت خویش غره نشوید، که ابلیس را علم و عبادت بود و دید آنچه١ دید، « ابی و استکبر و کان من الکافرین »، ای دنیاداران، ای خواجگان، بدنیا غره مشوید و تکیه بر آن مکنید که قارون ازین دنیا بسی جمع کرد و رسید بآنچه رسید، « فخسفنا به و بداره الأرض »، مصطفی ص ب علی گفت : « اذا رایت الناس یشتغلون بالفضائل، فاشتغل انت بالفرائض، و اذا رأیت الناس یشتغلون بعمارة الّدنیا فاشتغل انت بعمارة٢ العقبی، و اذا رأیت الناس یشتغلون برضاء الخلق فاشتغل انت برضاءِ الحق ، واذا رأیت الناس یشتغلون الدنیا فاشتغل انت بعمارة القلب، و اذا رأیتهم یشتغل بعضهم بعیوب بعض، فاشتغل انت بعیوب نفسک ».


p.37
(١) در نسخه ج: مرد
p.38

(١) در نسخه ج : قصد
p.39

(١) در نسخه ج : آنچ (۲) در نسخه ج : بطلب