Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
8 الانفال نهم 4

p.45

قوله تعالی : « و ما کان الله لیعذبهم وانت فیهم » سیاق و مساق این آیت بیان شرف مصطفی ص است و اجلال قدر او و اظهار عز وی. میگوید ای مهتر خافقین و ای سید ثقلین ، تا تو در اصلاب ایشان بودی، اسلاف ایشانرا عذاب نکردیم و امروز که در میان ایشانی، عذاب از ایشان بر داشته‌ایم، و فردا که از میان ایشان بشوی و خادمان و چاکران تو در میان ایشان باشند و استغفار کنند عذاب نکنیم، تا جهانیان عز و جاه و حرمت و پایگاه تو بر درگاه ما بشناسند و بدانند که توئی بر ما بندهٴ عزیز،


p.46

اذا کان کون ال رسول ص فی الکفار یمنع العذاب عنهم فیکون المعرفة فی القلوب اولی ان یدفع العذاب عنهم. آنروز که مصطفی ص را خبر دادند که رفتن بسرای آخرت نزدیک است و مرکب بشریت وی را بحضرت الهیت نقل فرمودند. عزرائیل حاضر بود، رسول خدا ویرا گفت : جبرئیل را کجا ماندی، گفت : ــ بآسمان نخستین مقدسان ملاء اعلی او را تعزیت میدهند، عزرائیل بحرمت بایستاد تا خود چه فرماید، جبرئیل در آمد، سید گفت : ــ یا جبرئیل ما حال امتی؟ حال امت من چیست، و کار ایشان گوی بچه رسید، جبرئیل گفت : ــ یا سید چه دل مشغول داری و چه اندیشه بری، نه حق میگوید، « وما کان الله لیعذبهم وانت فیهم »، گفت : ــ یا جبرئیل چون من از میان ایشان بیرون شوم گوی حال ایشان چون بود؟ جبرئیل بحضرت عزت باز رفت و آخر آیت آورد، « و ما کان الله معذبهم وهم یستغفرون »، یا سید ! ملک جل جلاله میگوید : که تا استغفار کنند در زینهاراند از عذاب، گفت : یا جبرئیل ازان میترسم که اگر در استغفار تقصیر کنند؟ جبرئیل بحضرت عزت باز رفت و باز آمد و گفت : ملک تعالی و تقدس ترا سلام میکند و میگوید، هر که پیش از مرگ بیک سال عذر خواهد عذرش بپذیرم که من پذیرندهٴ عذر خواهانم، نیوشندهٴ آواز سائلانم، پوشندهٴ عیب عیبیانم. سید گفت : ــ یا جبرئیل یکسال در عمر امت من بسیار بود مسامحتی بخواه، جبرئیل رفت و باز آمد گفت، میگوید : عز جلاله که یکسال با یک ماه آوردم، اگر یک ماه پیش از مرک توبه کنند بپذیرم، گفت : یا جبرئیل نیز خواهم که یک ماه بسیار است، جبرئیل آمد و یکماه با یک هفته آورد و یک هفته با یکساعت آورد، پس جبرئیل گفت : یا سید ، ملک می گوید : جل جلاله دران ساعت که جان بنده بغرغره١ رسد اگر توبه کند بپذیرم و گناهش در گذارم، سید گفت : یا جبرئیل ازان میترسم که آن ساعت که هول مطلع تلخی جان کندن گرد وی در آید زبانش کار نکند و عذر نتواند خواست. جبرئیل رفت و باز آمد و گفت : یا جبرئیل آن بیچارهٴ در مانده دران سکرات مرگ، بعید نباشد اگر پشیمانی نیز فراموش کند و با آن نپردازد، جبرئیل رفت و باز آمد و گفت : الرب یقرئک السلام و یقول ان لم یکن هذا کله فاین رحمتی و این شفاعتک؟ ای مهتر


p.47

عالم و سید ولد آدم اگر این همه نبودی رحمت من و شفاعت تو چه بودی ، آن مهتر صلوات الله و سلامه علیه با آنکه مقصود موجودات بود و نقطهٴ دائرهٴ حادثات بود، گنج فضل و خزینهٴ رحمت بود ، هرچه او را بایست، از برای امت بایست، و هر شربتی که بقهر نوش کرد از بهر غم و تیمار امت کرد ، و هر بلائی که کشید از بهر آسایش امت کشید، ازین جهان که رفت در غم امت رفت و فردا که سر از خاک دولت بر آرد در غم و تیمار امت بر آرد، میگوید « واحشرنی فی زمرة المسا کین »

با یاد تو در زیر خاک خواهم شد
با درد تو سر ز خاک بر خواهم کرد

و از حضرت ذوالجلال بنعت منت این نواخت و اعزاز روان که ــ یا سید ، ما عیسی مریم را بآسمان بردیم، تا هیچ کس ازان صنم پرستان موکب دولت او در نیابند، و روضهٴ موسی کلیم در زمین پنهان کردیم تا جهودان روی زینهار نبینند، اما شخص عزیز تو و نهاد کریم تو بخاک مدینه فرو آوردیم و بآسمان نبردیم تا امت تو تا قیامت از عذاب گور ایمن شوند که ما در قرآن مجید خبر چنان دادیم که « و ما کان الله لیعذبهم وانت فیهم»، یا محمد ما مدینه را سراپردهٴ امن امت تو ساختیم، هر که بزیارت تو آید در پردهٴ عنایت تو آمد ، و هر که درین خاک فرو شد در حمایت رحمت تو آمد، « و ما ارسلناک الا رحمة للعالمین ».

« لیمیز الله الخبیث من الطیب »، الخبیث ما حکم الشرع بقبحه و فساده ، و الطیب ما شهد العلم بحسنه و صلاحه ، و قیل : ــ الخبیث عمل الکافر یصورله و یعذب بالقائه علیه، و الطیب عمل المؤمن فیصورله فی صورة جهله فیحمل المومن علیه، و قیل : ــ الخبیث ما لم یخرج منها حقوق الله، و الطیب ما اخرج منها الحقوق، و قیل : ــ الخبیث ما یأخذه المرء ینفقه لحظ نفسه و الطیب ما ینفقه بامر ربه.

« قل للذین کفروا ان ینتهوا یغفر لهم ما قد سلف » الایه...، درین آیت اظهار کرم خویش میکند جل جلاله، و مهربانی خود به بندگان می نماید، بنده را بر ناسزای بیند و بعقوبت می نشتابد، از بنده کفر می شنود و نعمت از وی باز نگیرد، و توبه و عفو بر وی عرضه میکند و اگر باز آید مغفرت و عده میدهد، « ان ینتهوا یغفر لهم ما قد سلف »،

در خبر است که مردی کافر از این متمردی و طاغیئی تیغ انکار کشیده از در


p.48

مسجد مصطفی در آمد گفت : « ما علی وجه الارض احد ابغض الی منک » بر روی زمین هیچکس را دشمن‌تر ازین محمد که دعوی پیغامبری میکند ندارم. سید چون چهرهٴ او بدید، دریای رحمت در صدر مطهر او بموج آمد، کمند دعوت در انداخت، مرد هنوز روی گرفتاری ندیده بود، گفت : ــ بلات و عزی که ایمان نیارم تا این تیغ که در دست دارم بتو ایمان آرد، پیش سید فرو نهاد نگاه کرد ، تیغ را دید که در خود می جنبید و بزبانی فصیح میگفت : « اشهد ان لااله الاالله وانک رسول الله » آن مرد سرکش حال بروی بگشت، کمین عنایت برو گشادند، اسیر کمند توفیق گشت، کلمهٴ شهادت بگفت، سید مهر اسلام بر دل وی نهاد، عشق محمدی از درون دل وی سر بر زد گفت : « ما علی وجه الارض احد احب الی منک » چون در آمدم بر روی زمین کس را از تو دشمن‌تر نداشتم اکنون که میروم بر روی زمین کس را از تو دوست‌تر ندارم. آن مرد کافروار در آمد با دلی تاریک و نشان کفر، پس باز گشت همان ساعت دوست با دلی روشن، و رقم دوستی اینست که خدا میگوید عز جلاله : « ان ینتهوا یغفر لهم ما قد سلف ». اشارت است از درگاه عزت از نعت کرم که بندگان و رهیگان من، اگر شما آن کردید که از شما آید من آن کنم که از من آید! باز آئید، بهیچ درگاهی گناه نیامرزند مگر اینجا، باز گردید چون میدانید که جز من مجیب ندارید، مرا خوانید، از نامهربانان بمهربانان آیید، از درد نومیدی بامید پیوندید، هیچ جای بگزاف نیامرزند مگر اینجا، چرا نیائید؟ از گناه آمرزیدن و معیوب پذیرفتن برین درگاه عار نیست! بشتابید! بندهٴ من، گر قصد درست کنی ترا بر سر راهم، گر از من آمرزش خواهی از اندیشهٴ دل تو آگاهم، در دنیا و آخرت چون من ترا آمرزگارم، تو بگو بدل اینک باز آمدم، با دو دست تهی، چه باشد اگر مرهمی برین خسته نهی؟!

ثم قال تعالی : « ان یعودوا فقد مضت سنة الاولین » ای ــ ان عادو الی التفضل ابحنالهم حسن التفضل و ان جنحوا للاعتذار لبسنا علیهم لباس الاغتفار.

اناس اعرضوا عنا بلا جرم و لا معنی
اسآؤا ظنهم فینا فهل لااحسنوا الظنا
فان کانوا لنا کنا و ان عادوا لناعدنا
و ان کانوا قد استغنوا فانا عنهم اغنی


p.46
(١) غرغره - بفتح اول بر وزن پنجره. رسيدن جان را گويند در گلو بوقت نزع (فرهنگ برهان قاطع)