p.107
از محبّت، شفاءِ وی در مشاهده است.
جعفر بن محمد
از اینجا گفته است : « لبعضهم شفاء المعرفة و الصفا، و لبعضهم شفاء التّسلیم و الرضا، و لبعضهم شفاء التوبة و الوفا و لبعضهم شفاء المشاهدة و اللّقا.
«
ام حسبتم ان تترکوا...
» الآیة، من ظنّ انه یقنع منه بالدّعوی دون التحقیق بالمعنی فهو علی غلط من حسابه.
کار حقیقت معنی دارد نه صورت دعوی،
همواره
مال اندر دست منکر باشد و باد اندر دست مدعی، و بحکم شرع منکر را قول قول است و مدعی اگر بیّنت ندارد قولش هذیان، دنیای خسیس بدعوی نتوان یافت، حقیقت حق بدعوی کی توان یافت، آنچه زیر حکم مخلوق در آید بدعوی حاصل نیاید، پس آنچه خود در حکم مخلوق نیاید بدعوی کی حاصل آید.
پیر طریقت
گفت : الۤهی! اگر این آه از ما دعوی است سزای آنی، ور لاف است بجای آنی، ور صدق است وفای آنی ؛ الۤهی! لگر دعوی است سخن راست است، ور لاف است ناز راست است، ور صدق است کار راست است، ار دعوی است نه بیداد است ور لاف است از آن است که دل شاد است، ور صدق است از تاوان آزاد است ؛ الهی! تو دانی که کدام است، اگر دعوی بر کرم عرض کنی ناز مرا ضرورت است.
قوله : «
و ماکان للمشرکین ان یعمروا مساجد الله
» عمارت مسجد در عبادت متعبّدان است و اخلاص مخلصان، و مشرک نه در شمار متعبّدان است نه در غمار مخلصان، عمارت مسجد کار مؤمنانست و عادت ایشان.
خدای میگوید : «
انما یعمر مساجد الله من آمن بالله و الیوم الآخر
».
و گفتهاند مساجد اعضاءِ بنده است که بوقت سجود بر زمین نهاد، و عمارتش آنست که آنرا بادب شرع دارند و بزیور حرمت بیارایند، و هرگز پیش مخلوق از بهر دنیا بر زمین ننهند و جز خدایرا جل جلاله استحقاق سجود ندانند.
پیر طریقت
گفت : الهی! از سه چیز که دارم در یکی نگاه کن : اول سجودی که جز ترا از دل نخاست ؛ دیگر تصدیقی که هر چه گفتی گفتم که راست ؛ سه دیگر چون با ذکرم خاست دل و جان جز ترا نخواست.
آنگه از سرانجام کار مؤمنان و درجات ثواب مخلصان خبر داد ، گفت : «
یبشّرهم