Persian Irfan literary Texts
text: no vowel symbols / original

النوبة الثالثة « کشف الاسرار و عدة الابرار »
9 التوبة دهم 4

p.105

قوله تعالی : « و ان نکثوا ایمانهم من بعد عهدهم... » الآیة. یک قول آنست که اینان اهل بدعت و اهواءاند که کتاب خدا و سنّت مصطفی واپس داشتند


p.106

و آنرا سست دیدند، و صواب دید رأی خویش و مستحسنات عقول فرا پیش داشتند و بچشم تعظیم در آن ننگرستند تا اسیر تهمت و شبهت گشتند، نه اعتقاد بر بصیرت دارند نه سخن بر بیّنت نه طریق کتاب و سنّت، راست چون درختی که بیخش بدعت، ساقش ضلالت، شاخش لعنت، برگش عقوبت، شکوفه‌اش ندامت، میوه‌اش حسرت. فرمان است از درگاه عزّت بحکم این آیت : « فقاتلوا ائمة الکفر ». این درخت از بیخ بر آرید و اصل این شاخها ببرید، امامان کفر و بدعت را زینهار مدهید و از ایشان هرگز ایمن مباشید که ایشان دزدان‌اند و شما پاسبان. دزد پاسبان را کی دوست دارد و از وی کی ایمن باشد؟! ائمة الکفر باین قول که گقتیم بشر المریسی است با دین تلبیسی و طریق ابلیسی، شیطان الطّاق آن زراق باتفاق بُسر بود و او که قرآنرا مخلوق، گفت، برای و مراد جعد درهم که فردا در دوزخ با فرعون خواهد بود بهم ؛ غیلان قدری که وی زنده کرده است دین گوری؛ جهم صفوان که در دین بوی اقتدا کردن نتوان. این مبتدعان و پیشروان کفر و ضلالت در آخر عهد صحابه پدید آمدند و فتنها در دین آشکارا کردند و روی از منهج راستی بر تافتند تا ربّ العزّة قومی را از پیش روان اهل سنّت بر ایشان مسلّط کرد. چون عبد الله بن عمر و عبد الله بن عباس و مانند ایشان تا آن بدعتها نفی کردند و بتیغ کتاب و سنت بیخ جدال و بدعت ببریدند و متون احادیث پیغامبر (ص) بسلاسل اسناد مقیّد داشتند و حقّ از باطل جدا کردند و فرزندان خود را وصیّت کردند که برایشان سلام مکنید و چون بمیرند بر ایشان نماز مکنید. پیران طریفت گفته‌اند : گناه اهل سنّت بعفو نزدیکتر است از طاعت مبتدع بقبول.

« قاتلوهم یعذّبهم الله بایدیکم و یخزهم و ینصرکم علیهم ». سماع نصرت بار قتال. برایشان سبک کرد و وعدهٴ ظفر کار خطرناک بر ایشان خوش کرد. اینست سنّت خداوند جل جلاله که بر هر تکلیفی تخفیفی داشته و با هر عسری یسری روان کرد.

« ویشف صدور قوم مؤمنین » هر کسی را باندازهٴ بیماری وی شفا داد، یکی بیمار از کید شیطان، شفاءِ وی در قهر دشمن است؛ یکی بیمار از شهوت نفس، شفاءِ وی. در قهر نفس ؛ یکی بیمار از تاریکی دل، شفاءِ وی در نور معرفت است؛ یکی بیمار


p.107

از محبّت، شفاءِ وی در مشاهده است. جعفر بن محمد از اینجا گفته است : « لبعضهم شفاء المعرفة و الصفا، و لبعضهم شفاء التّسلیم و الرضا، و لبعضهم شفاء التوبة و الوفا و لبعضهم شفاء المشاهدة و اللّقا.

« ام حسبتم ان تترکوا... » الآیة، من ظنّ انه یقنع منه بالدّعوی دون التحقیق بالمعنی فهو علی غلط من حسابه. کار حقیقت معنی دارد نه صورت دعوی، همواره مال اندر دست منکر باشد و باد اندر دست مدعی، و بحکم شرع منکر را قول قول است و مدعی اگر بیّنت ندارد قولش هذیان، دنیای خسیس بدعوی نتوان یافت، حقیقت حق بدعوی کی توان یافت، آنچه زیر حکم مخلوق در آید بدعوی حاصل نیاید، پس آنچه خود در حکم مخلوق نیاید بدعوی کی حاصل آید.

پیر طریقت گفت : الۤهی! اگر این آه از ما دعوی است سزای آنی، ور لاف است بجای آنی، ور صدق است وفای آنی ؛ الۤهی! لگر دعوی است سخن راست است، ور لاف است ناز راست است، ور صدق است کار راست است، ار دعوی است نه بیداد است ور لاف است از آن است که دل شاد است، ور صدق است از تاوان آزاد است ؛ الهی! تو دانی که کدام است، اگر دعوی بر کرم عرض کنی ناز مرا ضرورت است.

قوله : « و ماکان للمشرکین ان یعمروا مساجد الله » عمارت مسجد در عبادت متعبّدان است و اخلاص مخلصان، و مشرک نه در شمار متعبّدان است نه در غمار مخلصان، عمارت مسجد کار مؤمنانست و عادت ایشان. خدای میگوید : « انما یعمر مساجد الله من آمن بالله و الیوم الآخر ». و گفته‌اند مساجد اعضاءِ بنده است که بوقت سجود بر زمین نهاد، و عمارتش آنست که آنرا بادب شرع دارند و بزیور حرمت بیارایند، و هرگز پیش مخلوق از بهر دنیا بر زمین ننهند و جز خدایرا جل جلاله استحقاق سجود ندانند.

پیر طریقت گفت : الهی! از سه چیز که دارم در یکی نگاه کن : اول سجودی که جز ترا از دل نخاست ؛ دیگر تصدیقی که هر چه گفتی گفتم که راست ؛ سه دیگر چون با ذکرم خاست دل و جان جز ترا نخواست.

آنگه از سرانجام کار مؤمنان و درجات ثواب مخلصان خبر داد ، گفت : « یبشّرهم


p.108

ربّهم برحمةٍ منه و رضوانٍ و جنّات ». بشارت بر دو قسم است : یکی بواسطهٴ ملک در آخر عهد دنیا که بنده روی بآخرت نهد بشارت دهد که : « الّا تخافوا و لا تحزنوا و ابشروا بالجنّة الّتی کنتم توعدون » ؛ یکی بیواسطهٴ قول ملک جلّ جلاله در انجمن قیامت بوقت محاسبت « یبشّرهم ربّهم برحمة منه » ؛ یکی را بشارت بود بنعمت جنّت ؛ یکی را بشارت بود بدوام مشاهدت و راز ولی نعمت وشتان ما هما، و یقال : یبشّر العاصی [ بالرّحمة و یبشر المطیع بالرضوان و یبشّر کافة المؤمنین بالجنات فقدم العاصی (۱) ] بالذکر لالتقدیم العصاة علی المطیعین لکن لضعفهم و الضعیف اولی بالرفق من القوی، و یقال : « یبشّرهم ربّهم برحمة منه »، عرفهم انهم لم یصلوا الی ماوصلوا من الدرجات بسعیهم و طاعتهم ولکن برحمة وصلوا الی طاعتهم لا بطاعتهم وصلوا الی نعمتهم. قال رسول الله (ص) « ما منکم من احدٍ ینجیه عمله » قالوا : ولا انت یا رسول الله ؟ قال: « ولا انا الّا ان یتغمّدنی الله برحمته »، والله هو الغفور الرحیم .


p.105
از صفحه ۱۰۵ تا ۱۰۸ کتاب کشف الاسرار شماره سوره التوبة غلط است.
p.108

(۱) منحصر به نسخه الف است.