p.152
بچه رسید؟
گفت : « لایحسدون النّاس علی ما آتیهم الله من فضله »، نعمت خدا و فضل نعمت خدا بر بندگان دید و بایشان حسد نبرد.
و در خبر است که در آسمان پنجم ربّ العزة فریشتهٴ آفریده بر گذرگاه اعمال بندگان نشسته چون عمل بنده بآسمان بر آرند و بوی رسد و هم چون آفتاب از روشنائی و نیکوئی آن عمل می تابد، بوی گوید : قف فانا ملک الحسد، باش که فریشته حسدم تا در آن نگرم که آمیخته حسد است یا نه اگر نشان حسد بیند باز گرداند، و گوید : اضربوا وجه صاحبه فانّه حاسد.
« قل لن یصیبنا الاّ ما کتب الله لنا ». حجتی روشن است بر قدریان که میگویند خیر بتقدیر خدا است و شرّ بکردار ما.
و رب العزه بر ایشان ردّ میکند و میگوید : یا
محمد
بگوی « لن یصیبنا » هیچ رسیدنی بما نرسد از خیر و شرّ و نفع و ضرّ و عطا و منع و غنی و فقر و نفاق و وفاق مگر که خدای خواست و تقدیر کرد و بر ما نوشت همه بتقدیر او و همه بحکم او و مشیّت او.
در عالم چیست از بودنی مگر بخواست او، موی نجنبد بر تن مگر بارادت او و خطرتی ناید در دل مگر بعلم او، آدمی از خاک آفریدهٴ او نه از نخّاس خریدهٴ او، هر چه خواهد کند و بر سر بندگان راند که حکم حکم او و همه اسیراند در قبضهٴ او کس را از وی وا خواست نه، و از پیش حکم او بر خاست نه، « لایسئل عمّا یفعل وهم یسئلون ».
پیر طریقت
گفت : الۤهی ای دهندهٴ عطا و پوشندهٴ جفا نه پیدا که پسند کرا و پسندیده چرا؟ بنده بتاوی بقضا پس گوی که چرا، الۤهی کار پیش از
آدم
و
حوّا
ست و عطا پیش از خوف و رجا است، امّا آدمی بسبب دیدن مبتلاست خاصهٴ او آنکس است که از سبب دیدن رها است اگر آسیاءِ احوال گردان است قطب مشیّت بجا است.
« قل لن یصیبنا لنا الاّ ما کتب الله لنا » قسمت آنست که در ازل کردند، حکم آنست که در ازل راندند، رقم آنست که در ازل کشیدند، یکی را رقم سعادت کشیده و از معصیت او را زیان نه، یکی را حکم بشقاوت کرده و از طاعت او را هیچ سود نه.
محمد بن السماک
گوید : در
بصره
شدم خلقی را دیدم روی بصحرا نهاده و جنازهٴ در میان گرفته و بحکم تقرب دستارها بر آن همی انداختند، جنازهٴ دیگر دیدم که همی