به نزدیک اهلِ معانی درست آن است که الرَّحمٰنُ مَنْ لَهُ الرَّحمةُ، و تفسیر الرَّحمةِ اِرادةُ النِّعمة.
رحمن آن است که رحمت صفتِ اوست، رحمت ارادتِ نعمت است.
و درست آن است که میان «رحمن» و «رحیم» هیچ فرقی نیست از روی معنی، همچنانکه نَدْمان و نَدِیم به یک معنی است.
و جمع میان این هر دو کلمه تأکید راست.
چنانکه گویند: فُلانٌ جَادٌ مُجِدٌّ.
اکنون از روی سرّ و حقیقت و معنی و طریقت، در این اسم سخن گفته شود بقدرِ امکان:
الله اِخبار است از قدرتِ حق – جلَّ جلاله – بر ابداع، الرّحمن الرّحیم اِخبار است از نصرت او به امتناع.
پس وجودِ مرادِ او به قدرت او ، و توحید عبادِ او به نصرت او.
و سرّی دیگر در این کلمه آن است که
1
سماعِ «الله» موجب هیبت است و هیبت سبب فنا و غیبت است.
و سماع الرّحمن الرّحیم موجب حضور به حضرت است و حضور سبب بقا و قربت است.
پس هر که در سماع الله است در کشف جلال مدهوش است، و هر که در سماع الرّحمن الرّحیم است در بسط جمال بیهوش است.
سرّی دیگر؛ سماع این کلمه شرابی است در قدحِ فَرَح ریخته، در کأس استیناس کرده، حقّ – جلَّ جلاله – احبابِ خود را بیواسطه داده.
فَاِذَا شَرِبُوا طَلَبُوا وَاِذَا طَلَبوا طَرِبُوا وَاِذَا طَرِبُوا