ای درویش سگی که چند گام برداشت از پی دوستانِ حق، تا قیامت می گویند: وَکَلْبهُمُ بَاسِطٌ، پس مسلمانی که از سرِ سوزی و ایمانی هفتاد سال با اولیای حق صحبت کند و سواد شباب را به بیاض شیب رساند، گمان بری که حقّ جلّ جلاله روِز قیامت او را نومید گرداند؟
انَّهُ یَفْعَل ذَلِکَ.
پوستی دارد که فتوای شرع این است که اَیَنْجَسُ مَا یکوُن الکلْبُ اِذا اغتْسَلَ، دستِ خود را بر پلۀ دری بگستراند آن بسط ضایع نمی گردد.
پس صادقی عاشقی که هفتاد سال دستها برداشتهاست گمان بری که رفع دستِ او ضایع شود؟
انَّهُ لاَ یَکُون وحق عالم الحرکة والسُّکون7.
ای درویش هر که بر پیِ شیران رود تباهۀ ران گوران خورد8.
| زرانِ گوران هر ساعتی تباهه خورد |
|
هر آن که او پیِ شیرانِ مرغزار گرفت |
به اوّلش می زدند و به آخرش بر کتف نهاده، کذَا مَنِ اقْتَفی اَثَر الاَحْباب.
در قصص /150a/ آوردهاند که ربّ العزّه - جلّ جلاله - آن ضعیفک را با ایشان به سخن آورد و آن نطق سببِ ربطِ قلوب ایشان بود، چنانکه خبر داد - جلّ جلاله -: وَرَبطْنَا عَلَی قُلُوبهم، اَیْ حَفِظْنَاهَا عَلَی الاسْلاَم.
چون شواهد غیب در دلهای ایشان لایح گشت، خواطرِ ریب رخت بربست9، آن ضعیفک گفت: مرا چه می زنید؟
گفتند: تا باز گردی، فَقَالَ: الّذِی اَخَذکُم اَخَذنِی.
همان موکّل که به شما فرستادهاند و بی قرارتان کرده، به من فرستادهاند.
گفتند: بُرهانِ این دعوی چیست؟
گفت: برهان آن است که شما از بلا می گریزید و من در بلا می آویزم10، و آنگه بلای شما از اعداست و بلای من از شماست و شما اولیااید.
لَوْ اطُّلَعْتَ عَلَیهِم.
مُطّلع کسی را گویند که از زبر فرو نگرد امّا آنکه از زیر فرو نگرد او را مطّلع نگویند.
یا محمّد اگر تو بدیشان نگرستی از ایشان بگریختی و دلِ تو پُربیم شدی.
و اینجا محلّ اشکال است، چه گویی حال اصحاب الکهف بدان جاری بود که خاتم النبیّین را که نُصِرْتُ بِالرُّعْب عنوانِ نامۀ مَجْد و جلالِ او بود از ایشان بیم بودی؟
کلاّ و حَاشَا؛ این خطاب با مصطفاست و مراد غیرِ او، و نظایر این بسیار است: یَا ایُّها النَّبیُّ اتّق الله لَئنْ اَشْرَکْتَ لیَحْطنَ عَمَلُکَ.
و از این نیکوتر هست: بلی خطاب با مصطفاست، لَو اطَّلَعْتَ عَلَیْهِم مِنْ حَیْثُ اَنْتَ وَ بعد لَو اَطْلَعْنَاکَ عَلَیهِم.
اگر تو بنگرستی یا محمّد، ترا از ایشان بیم بودی، ولیکن چون ما نمودیم همه عالم را از تو بیم بود.
یک ماهان برآید که از حجرات مصطفی دودی برنیاید، و قیصر و