بساطی که برای دوست گسترند، چون دوست برفت بر چینند.
چون تو رفتی من این بساط برگیرم، نه کسی دیگر خواهم آفرید.
خَلَقَ لَکُم.
آسمان و زمین و ماه و آفتاب دلاّله است، دلاّله چندانی به کار آید که دوست به دوست نرسیده باشد، اما چون دوست به دوست رسید دلاّله چه کند.
هُدهُد دلاّله بود چندان به کار بود که روزگار روزگارِ خبر بود، چون عهدِ نظر در آمد هدهد به کار نیاید.
تا مصطفی به مکه بود جبرئیل آمَدشُدی می داشت، چون به سدرة المنتهی رسید جبرئیل بیستاد، گفت: رسول چندان به کار بود که دوست به دوست نرسیده بود، چون دوست به دوست رسید واسطه به چه کار آید؟
اِذَا الشمْسُ کوّرتْ و اِذَا النُّجوم انکدَرَتْ.
چنانستی که ربّ العزّة می گویدی: ای آسمان و زمین و ماه و آفتاب و جبال راسیّات و بحارِ زاخرات که دلاّله و راهنمایندهاید، هر یک مشعلهای و شعلهای در دست گرفته وُرا فرا می نمایید، اما فردا که وقتِ نظر بود همه را از پیش برگیریم، گوییم: خبر رفت و نظر آمد.
آسمان را آفریدیم تا ترا ساقی بوَد، وَاَنْزَلْنَا مِنَ السَّماء مَاء طَهُوراً؛ زیرا که امروز روز حجاب است، واسطهای می باید؛ فردا که روز مشاهدت بود واسطه به کار نیست که ساقی لطف من باشم، وَسَقَاهُم رُّبهُم شَرَاباً طَهُوراً.
زمین را واسطه ساختیم تا ترا مُعْطِی بود، حَبّاً وَ عِنَباً، الآیة.
فردا حجاب برداریم گوییم: کُلُوا وَاشْرَبوا.
زمین به چه کار آید.
آفتاب آفریدیم تا ترا نور دهد که امروز نور معارف به حکم لطایف رّبانی در استارِ اسرار دلهای محّبان نهان بود فردا خود ترا نوری دهیم که خسرو سیّارگان به خدمت شِراک نعلین خواجگیِ تو بایستد.
یَسْعَی نُوُرهُم بَیْن اَیْدیِهم، الآیة.
وَاَشْرَقَتِ الارضُ بِنُوِر رَّبها.
برهان آن وقت باید که عیان نبود، چون عیان آمد برهان چه کند.
زلیخا در آن خانۀ خود صورتها ساخت، به هر سوی که می نگرستی صورتِ خود می دیدی، چون به یوسف رسید و آن سنگ در لحای زلیخا افتاد، خانه بیران کرد.
ای مؤمن!
چون به من رسیدی، گویم: به من نگر؛ چون نگرستی این همه به چه کار آید، این همه امروز به کار بود؛ زیرا که ما را با تو کار بود، آن می بایست کرد که من /162a/ می خواهم، فردا چون بیایی از این همه هیچیز به کار نیست که من همه آن خواهم کرد که تو خواهی.
چون یوسف را از یعقوب جدا کردند و آن پیر بیت الاَحْزان ساخت، یوسف پیرهن خود بفرستاد تا یادگار دارد که وقت یادگار است نه وقتِ دیدار، چون یوسف به دیدار آمد