اِنْ لَمْ تَکُن لِی فَاَنَا عَنْک عَنیٌّ.
اَنْتَ المِسْکِین اِنْ لَمْ اَکُنْ لکَ فمَنْ تَکُون اَنْتَ.
اگر تو ما را نباشی ما را چه زیان، و گر ما ترا نباشیم تو که باشی.
به تو کِی در نگرد.
مَنْ ذَاالّذِی یُحْسِنْ اِلَیْکَ مَنْ ذاالّذِی یَنْظُر اِلَیْک، مَنْ ذَاالّذی یَرْحَمُک، مَنْ ذَاالّزِی یَهْتَمُّ بِشأنِک.
اَنَا لاَاَرْضَی اَنْ لاَتَکون لِی، اَفَانتَ تَرضیَ بِاَنْ لاَتَکون لِی.
یَا قَلِیلَ الوَفاء یَاکثَیِرَ الجَفاء5 اِنْ اَطَعْتَنیِ شکَرْ تُک، واِنْ ذَکرتَنی ذَکرتُکَ، وَ اِنْ خَطَوْتَ لاِجْلِی خَطْوَةً مَلأتُ السَّمواتِ وَالاَرْضَ مِنْ شُکْرِک.
عبدی اَلَیسَ مِنَ الجفاء اَنْ تَدْعُوَنِی مَرَّةً فَاسْتَجِیبْ لَکَ، وَاَدْعُوکَ اَلْفَ مَرَّةٍ فَلاَتَسْتَجِیبْ لِی، فَلْیَسْتَجیِبُوا لِی.
اگر پدرت را یک بار گفتم: اُخْرُج، ترا هزارهزار بار گفتم: اِرْجِع وَالله یَدْعُوا اِلَی دَارِالسَّلام.
اگرچه جفا کاری6، به درگاهِ ما آی که ترا کارها ساخته ایم.
نُزلاً مِنْ غَفُورٍرَحیِم.
معنی نُزل فضل است امّا به عبارت «نُزَل» یاد کرد اظهار کمالِ فضل و غایتِ کرم را.
وَلَقَد سَمِعنَا انّ الملوکَ اِذَا دَخَلُوا قَرْیةً یُلقیَ لَهُم النُّزْل.
لکِن مَا سَمِعْنَا عَبْداً عَاصِیاً مُذْنِباً یَرِدُ عَلَی مُوْلاَه فیُلقیَ له النُّزل.
یَا کرَماً لاَنهایة لهُ، وَیا فَضْلاً لاَغایَة لهُ.
نُزلاً مِنْ غَفُورٍ رحِیم می گوید، نمی گوید: مِنْ جَوَادٍ.
این دلیل آن است که این قوم به مغفرت محتاج اند، و این نشان ارباب معصیت است.
قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَی شَاکِلَتِهِ، یَا عِبَادِی الّذِین اَسْرَفُوا، الآیة.
آوردهاند که این آیت پیشِ رسول – علیه السَّلام – بر خواندند، چون خواننده اینجا رسید که یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیِعاً، رسول گفت – علیه السَّلام: بَلی وَلاَیُبَالِی، ثُمَّ قَالَ: لَعَنَ الله المنفّرین ثَلاثاً یعنی الّذِین یُقنِطوَن النَّاسَ مِنْ رَحمة الله.
و از موسی – علیه السَّلام – آوردهاند که گفت: الهی تُرِیدُ المَعْصِیةَ مِنَ العِبَادِ وَ تُبْغِضُهَا قَالَ جلّ جلاله: ذلک تَأسِیسٌ لعَفْوِی.
اینجا سؤالی نیکوست، اگر کسی گوید: این چندین تکریم و تشریف که در حقّ آدمی است این ابتلا به معاصی را حکم چیست؟
بدان که از این سؤال جوابهاست: یکی آن است که /122a/ گویی حکمت آن است که تا بنده عُجْب نیارد که اِعجاب داعی حجاب است.
ندیدی که چون بلعم به اسم الله اْلاَ عظم عُجب آورد سگی گشت.
فَمَثَلهُ کمَثَل الکَلْب.
کانَ صاحبُ الوَقْتِ وَالقَلْب فَصَارَ بِالا عْجَابِ اَنْجَسُ مِنَ الکلْب7.
و دیگر جواب آن است که حِذق و مهارت و استادی زجاجی در آبگینۀ شکسته پیدا شود.
دلِ تو بر مثالِ آبگینه است، سنگِ معصیت به وی باز آمد، بشکست، ربّ العزّة آن را به