از ابن عطا آوردهاند: مَنْ سَکَنَ اِلَی شَیءٍ دونَ الحقِّ کانَ هَلاکهُ فِیهِ؛ ولهذا قال علیه السَّلام: لاَ تَکِلْنِی اِلَی نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ12.
چون سادات طریقت در قرب مقامی بیاوند و حالی بر ایشان کشف شود از بیم آنکه نباید که استدراج بوَد در آن حالت چنان متحیّر گردند که خود را از زانیان و دزدان و خراباتیان کمتر دانند.
ای جُوانمرد!
شیر شفقتِ مادری دارد امّا چنگالِ تیز دارد، و مور در بچّۀ سیر افتد شیر خواهد که به حکم شفقتِ مور از او جدا کند، لیکن تیزی چنگال را چه کند؟
اگر چنگال تیز نباشد شیر نباشد و اگر شفقت نباشد مادر نباشد.
مادر با مِهر است لیکن شیر است.
از مهرِ مادری شفقت می زاید و از صفتِ شیری هیبت می زاید.
او اَکرم الاَکرمین است و جبّار و قهّار است.
مسئلهای است در فقه، حکم شرع آن است که صید کردن در حرم حرام است اَمانِ شرع درست است، لیکن صید خود ترسنده است؛ زیرا که خایف به طبع است.
شرع گفت: در احرام و حرَم صید مکنید و اگر صید کنید جزا واجب شود.
صید را گفتند: تو چرا ایمن نمی گردی؟
گفت: ضعیف را از قوی روی اَمْن نیست.
به حقِّ حق که اگر دل صد و بیست و اند هزار /205b/ نقطۀ عصمت به تو نمودندی همّت چون تذرو دیدی در مخلبِِ باز.
یَدْخُلُ الجنّةَ اَقْوَامٌ مِنْ اُمّتی قُلوُبهُم مِثْل اَفئدَةِ الطَّیْر.
اگر او فردا – جلّ جلاله – به فضل خود با خلق مسامحت نکند و آنچه حقِّ وی است آشکارا کند هیچ نتوانیم گفتن.
سلطان عدل چون در مصاف جلال و عزّت تیغ قهر و سیاست بکشد اولیا و انبیا را زَهْره آب گردد.
و به قوّت کوهها در نگرید که چون متلاشی می گردد، وَبُسَّتِ الجِبَالُ بَسّاً.
و دل از قوت خود برگیرید، به عمل عزازیل نگرید و دل از عمل خود بردارید، به علم بلعام نگرید و دل از علم خود برگیرید، مُقامری کنید و پاک بازید.
بیت
| جای من زین پس خراباتست و کار من قمار |
|
| غرقۀ این بحر گشتم تا کجا سر بر زند13 |
آدم را علم داد.
و علَّم آدمَ الاَسْماء، و مصطفی را قوّت و نصرت داد: نُصِرْتُ بالرُّعبِ؛ آنگه آدم را گفت: اِنَّهُ کان ظَلُوماً جَهُولاً.
این چیست؟
تقاضای علم بر کمال ما.
مصطفی را گفت: لَیْسَ لَکَ مِنَ الاَمرِ شَیٌء.
این چیست؟
قدرت بر کمال بی زوال ما.
علم ما راست و