از سنگ زیرین خراس جز صابری چه سود3، باری که آسمان و زمین از کششِ آن عاجز آمد به اختیار خود بر تاریک خود نهادند4 چه روی فریاد کردن است؟
دَخَلَ بَعْضهُم عَلی مَرِیض فَقَالَ المُرِیضُ: آه، فقالَ الدّاخلُ هَذَا الاَنِینُ مِمّن فَسَکَتَ، فقال هَذَا الصّبرُ مَعَ مَنْ، فقالَ مَاذَا اَفْعَلُ، فقالَ سُکُوتٌ لاَ مِنْ حَیْثُ التَّجَلُّد، وَ قَولٌ لاَ مِنْ حَیْثُ الشّکایة.
خاموشی نه از روی مردانگی، و گفتنیی نه بر سبیل بیگانگی5.
اِنَّ اِبراهیم لحلیم اوّاهٌ.
در خبر است که حق - جلّ جلاله - سه نام از نامهای خود به ابراهیم فرستاد: یکی از آن «آه» بود که بر دوام ابرهایم می گفتی: آه، اَوَّاهش نام دادند.
اگر تندرستان و اهلِ سلامت را نود و نه نام بباید اهل بلا را یک نام بباید، نود و نُه نام همه از زفان برآید امّا آه از میانِ جان برآید زفان و کام را به آه راه نیست.
ای جوامرد این درخت درد و اندوه که سر بر زد از باغِ عهدِ خاک بر زد، عابدان هفتصد هزار ساله بودند خرزات قدس در سلکِ انس کشیده، لیکن شوربای ساده بود در او نمک درد نبود، آدم منبع درد بود، از درد بود که دست پیش کرد که وَ حَمَلَهَا الانْسَانُ.
چه بودی که یک ساعت صبر کردی، لاَتَسْأل الامَارَةَ فَاِنّکَ ان اعطیتها عن مَسْئلَة و کلْتَ اَلیْهَا وَ اِن اعْطیتهَا عَنْ غَیْر مسئلة اَعَنْتَ عَلَیْهَا6.
کلاهی که در سرِ تو افتد بی خواستِ تو، عزّ با آن روان است7، باز اگر به تصرّف خود کلاه در سر خود نهی تاوان با آن عنان زنان است.
آسمان و زمین به هزیمت شده بودند آدم دست پیش کرد، چه بودی اگر ساعتی دست پیش نکردی؟
چه بخواهم خرید آن کارها که بدان گوهر که از خزانۀ غیب به صحرا آوردند جز برای صدف عشق آدم نبود، گوهر شایستۀ او بود و او شایستۀ گوهر، لیکن سلطان محبّت درآمد و خرمن صابریش8 آتش در زد.
یعقوب بامداد می گفت: فَصَبْرٌ جَمِیلٌ؛ هنوز شبانگاه نبود که فریاد می کرد: وَا اَسَفیَ عَلیَ یُوسُفَ.
اِنَّا عَرَضْنَا الاَمَانَة عَلیَ السَّمواتِ وَالاَرْضِ.
آدم که مست عاشق بود و بر سرش بار گران بود9 مرد ضعیف بود، لیکن عشق پیر بود، هفتصد هزار ساله آن پاکان مملکت سجادۀ طاعت در مقامات کرامات فرو کرده بودند و در خانقاه عصمت در مصلاّی /213b/ حرمت تکیۀ خدمت زده، وَ اَنَا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ، وَ اَنَا لَنَحْنُ المُسَبّحون می گفتند10، امّا ندانستند که ورای خلقیّت عالمی است که روی در آن می باید آورد، ناگاه آب و خاک را برآمیختند و طینت صفا